معنی
واژه مفتون در زبان فارسی به کسی اطلاق میشود که به شدت مجذوب، فریفته یا دلباختهٔ فرد یا مفهوم دیگری شده باشد. این کلمه حس شیفتگی عمیق و گاهی از دست رفتن اختیار در برابر زیبایی یا کمال را میرساند. در متون قدیمیتر، این واژه به معنای فرد آزمایششده با سختیها نیز به کار رفته است.
یعنی چه
عبارت مفتون شدن یعنی گرفتار عشق و محبت شدید شدن، به طوری که تمام توجه و دل فرد معطوف به معشوق باشد. این کلمه توصیفکننده حالتی است که در آن فرد تحت تاثیر جاذبهای قوی، مبهوت و مسحور شده است.
مترادف
واژههای فوق همگی در معنای دلدادگی و از خود بیخود شدن با کلمه مفتون همپوشانی دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ف ت ن» در زبان عربی مشتق شدهاند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه عربی است و در اصل به معنای قرار دادن طلا در آتش برای سنجش عیار و خالصسازی آن بوده است. به مرور زمان، این مفهوم به امتحان، آزمایش، فریب و سپس شیفتگی شدید (اسم مفعول: مفتون) تغییر یافته است.
تلفظ
این کلمه با فتح میم، سکون ف، ضم تاء و واو مدی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهای «شیفته»، «دلباخته» یا «فریفته»، کلمه پنجحرفی مفتون یک جواب دقیق است.
به انگلیسی
بسته به میزان شدت و نوع شیفتگی، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به فارسی
برگردانهای خالص فارسی برای این واژه عربی شامل کلماتی چون دلباخته و شیفته است که به خوبی حس مجذوب شدن را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل مفتون
واژه «مفتون» کلمهای با ریشه عربی (از فتن) است که وارد زبان فارسی شده و در گذر زمان، بار معنایی لطیف و عاشقانه به خود گرفته است. این واژه در ادبیات فارسی نمادی از تسلیم محض در برابر زیبایی، کمال و دلبستگی شدید است؛ حالتی که عاشق چنان مسحور معشوق میشود که اختیار دل از کف میدهد.
نکته جالب اینجاست که در ریشه اصلی و کاربرد قرآنی آن (مانند آیه ۶ سوره قلم: بأیّکم المفتون)، این کلمه بیشتر معنایی نزدیک به «آزموده شده، دچار فتنه یا جنون و گمراهی» دارد. با این حال، در پهنه شعر و نثر فارسی، وجههٔ شیفتگی، دلباختگی و مجذوبیت عاطفی آن کاملاً بر معانی دیگر پیشی گرفته است.