یعنی چه
«دور افتادن» به معنای فاصله گرفتن مادی یا معنوی از یک مرکز، شخص، یا موقعیت است. این فعل مرکب کنایه از عزلت گزیدن، محروم شدن از ارتباطات و گاهی پرت شدن از اصل موضوع و هدف اصلی نیز میباشد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت مصوت کوتاه روی حرف دال (دُور) و کسره روی الف (اِف) انجام میشود: dūr oftādan.
در جدول
پاسخ دقیق برای جدول کلمات متقاطع با توجه به تعداد حروف، خود واژه «دور افتادن» (۹ حرف) یا مترادفهای آن نظیر «جدا شدن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، از عباراتی که مفهوم جدایی تدریجی، انزوا یا عقب ماندن را میرسانند استفاده میشود.
به عربی
مفهوم دور افتادن در زبان عربی غالباً با ریشههای «ب ع د» و «ف ص ل» در بابهای مختلف بیان میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی فعل Uzaklaşmak دقیقترین معادل برای دوری جستن و فاصله گرفتن است.
به فارسی
واژگان هممعنی و جایگزین فارسی شامل: دور ماندن، پرت شدن (از هدف)، عزلت گزیدن، وا افتادن و کنار افتادن هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و رمزی فارسی، «دور افتادن» نماد اصیل غربت انسان در عالم خاک و فراق روح از معشوق و وطن حقیقی خود است؛ همانگونه که مولانا در نینامه به زیبایی به مفهوم دور ماندن از اصل خویش اشاره میکند.
جمعبندی و توضیح کامل دور افتادن
واژه «دور افتادن» یک فعل مرکب اصیل پارسی است که از ترکیب صفت «دور» (با ریشهای کهن در زبانهای هندواروپایی) و مصدر «افتادن» (از پارسی میانه) شکل گرفته است. این واژه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و عمید به معنای افزایش مسافت، برکنار ماندن و جدایی فیزیکی یا معنوی ثبت شده است.
علاوه بر معنای مادی، این اصطلاح در ادبیات و عرفان ایرانی جایگاه کنایی و استعاری ویژهای دارد؛ به طوری که نمادی از انزوا، تنهایی، فراق و گسست از حقیقت یا مرکزیت معنوی به شمار میرود. گرچه این ترکیب عینا در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیمی قرآنی همچون «ضلال بعید» (گمراهی عمیق و دور شدن از حق) کاملاً با بار معنایی کنایی آن همخوانی دارد.