معنی
واژه لقا در زبان فارسی به دو معنای عمده به کار میرود؛ نخست به معنی دیدار، ملاقات و مواجهه با کسی است، و دوم در کاربردهای ادبی و قدیمی به معنای چهر، روی، صورت و قیافه شخص به کار میرود.
یعنی چه
وقتی صحبت از لقا میشود، بسته به متن یا منظور مواجهه و دیدنِ کسی است (مانند لقای پروردگار) یا اشاره به منظر، قیافه و صورت ظاهری یک فرد دارد.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ل-ق-ی» مشتق شده است که در زبان مبدأ به معنی برخوردن، روبرو شدن و مصادفت عینی با چیزی یا کسی است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی «لِقا» با کسره حرف اول است. در اصل عربی به صورت همزه ممدود (لقاء) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه لقا معمولاً به عنوان پاسخ ۳ حرفی برای راهنماهای 'دیدار'، 'چهره'، 'رخ' یا 'صورت' مطرح میشود.
به انگلیسی
برای ترجمه این واژه بسته به کاربرد آن، از کلمات مربوط به ملاقات یا کلمات مربوط به سیمای ظاهری استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی خود واژه «لقاء» برای مفهوم دیدار و مشتقات دیگر برای مفاهیم رویارویی و چهره استفاده میشوند.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی این واژه کلماتی چون دیدار، دیدن، روی، رخسار، چهر و قیافه هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و تصوف، لقا نماد رسیدن سالک به معشوق حقیقی، رفع حجابهای دنیوی و شهود باطنی پروردگار (لقاءالله) است. همچنین در فرهنگ عامه و اصطلاحات روزمره در ضربالمثل «عطایش را به لقایش بخشیدم» کاربرد دارد که نماد چشمپوشی از خیرِ کسی به دلیل سیمای ناخوشایند یا اخلاق بد اوست.
جمعبندی و توضیح کامل لقا
واژه «لقا» اصالتاً ریشهای عربی دارد و از مصدر «لقاء» به معنی برخورد و روبرو شدن گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی توسعه معنایی یافته و علاوه بر معنای نخستین خود یعنی دیدار و ملاقات، در متون ادبی و کهن به معنای چهره، صورت و منظر ظاهری افراد نیز به کار میرود.
در فرهنگ معنوی، قرآنی و عرفانی، این واژه بار معنایی بسیار عمیقی دارد و اصطلاح معروف «لقاء الله» به معنی مواجهه با حقیقت الهی و شهود باطنی در سرای آخرت است. در ادبیات فارسی نیز این واژه پیوند مستحکمی با مفاهیمی چون وصال و رویت جمال معشوق دارد.
یکی از آشناترین کاربردهای این واژه در فرهنگ عامه، ضربالمثل معروف «عطایش را به لقایش بخشیدم» است؛ این عبارت زمانی به کار میرود که فرد به دلیل رفتار نامناسب، منت گذاشتن یا برخورد تلخ بخشاینده، از خیر و بخشش او صرفنظر میکند و ترجیح میدهد صورت او را نبیند.