معنی
واژه قجیر در ریشهشناسی و گویشهای محلی (مانند زبان دری و برخی لهجههای بومی) به پرندگان شکاری بزرگجثه بهویژه عقاب قهوهای، کرکس یا لاشخور اطلاق میشود. همچنین در فرضیهای دیگر، ممکن است شکل تغییریافته واژه «خجیر» به معنی زیبا و نیکو باشد.
یعنی چه
این واژه بسته به ریشهشناسی آن دو معنای عمده دارد؛ در ریشه ترکی و گویشی به معنای عقاب و لاشخور است و در احتمال دیگر، خطای نوشتاری یا تلفظی از واژه قجر (منسوب به ایل قاجار) یا خجیر (زیبا) تلقی میشود.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی و گویشهای محلی به صورت قَجیر (فتح قاف و سکون جیم) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل خود واژه «قجیر» با ۴ حرف است و به عنوان معادل عقاب یا لاشخور شناخته میشود.
به انگلیسی
بسته به کاربرد مد نظر در متن، معادل انگلیسی آن برای پرنده شکاری Eagle یا Vulture و برای مفهوم تاریخی Qajar است.
به عربی
در زبان عربی برای معنای پرنده از واژههای عقاب یا نسر استفاده میشود و برای اشاره به قومیت، همان واژه خاص قاجار به کار میرود.
به ترکی
این واژه ریشه در ترکی آذربایجانی و چغتایی دارد و عینا به صورت Qəcir یا در معادلهای دیگر Kartal و Kaçar به کار میرود.
به فارسی
برگردان دقیق آن در فارسی معیار برابر با پرندگان شکاری بزرگ مانند عقاب و کرکس است. در متون کلاسیک فارسی نیز احتمال همپوشانی با واژه «خجیر» به معنی زیبا وجود دارد.
نماد چیست
در فرهنگ عامه مناطقی که این واژه را به کار میبرند، قجیر در وجهه عقاب بودن نماد قدرت، بلندپروازی و تیزبینی و در وجهه کرکس بودن نماد مرگ و پاکسازی طبیعت است.
جمعبندی و توضیح کامل قجیر
واژه «قجیر» بر اساس مستندات واژهنامهای و گویشی، یک واژه اصیل فارسی معیار به شمار نمیرود. این کلمه با ریشه ترکی چغتایی و آذربایجانی خود، وارد برخی گویشهای محلی زبان فارسی و زبان دری شده و عموماً به نوعی پرنده شکاری بزرگجثه مانند عقاب قهوهای، کرکس یا لاشخور اشاره دارد که در باورهای بومی نماد تیزبینی و شکارگری است.
از سوی دیگر، در تحلیل زبانشناختی متون کلاسیک فارسی، احتمال میرود که «قجیر» یک خطای کتابتی یا گویشی از واژه «خجیر» به معنای زیبا، نیکو و خوشسیما باشد یا با واژه «قجر» (ایل قاجار) ارتباط معنایی و ساختاری داشته باشد. بنابراین کاربرد آن بسته به متن، میان یک نام جانوری محلی یا یک صفت دگرگونشده متغیر است.