یعنی چه
این اصطلاح در دو معنای حقیقی و کنایی کاربرد دارد. در معنای کنایی به پیرمردی بسیار سالخورده، نحیف و فرتوت اشاره دارد که طراوت زندگی از او رخت بربسته است. در معنای لغوی و ترکیبی به زمین یا ناحیهای بسیار قدیمی و بایر که هیچگونه کشت و زراعتی در آن انجام نشده است، اطلاق میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «پیرِ لَمْیُزْرَع» است که واژهٔ اول فارسی و واژهٔ دوم عربی (شامل حرف جزم لم و فعل مجهول یزرع) است.
در جدول
پاسخ دقیق جدول برای این عبارت ۹ حرف دارد. از واژههای هممعنی آن در جدول میتوان به بایر، لایزرع و سترون اشاره کرد.
به انگلیسی
برای توصیف زمین بایر از واژههای Barren و Uncultivated استفاده میشود و برای توصیف حالت فرتوتی و خشکی کنایی میتوان از ترکیبات معادل پیرمرد سالخورده استفاده کرد.
به عربی
ترکیب لغوی آن مستقیماً از فعل مضارع مجهول عربی گرفته شده است و در زبان عربی برای زمین بایر از تعابیری چون أرض بائر استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژگان جایگزین این ترکیب شامل بایر، غیرمزروع، سترون، کویر، برهوت و در وجه کنایی آن پیرمرد سالخورده، فرتوت و خشکیده است.
در قرآن
عین عبارت «پیر لم یزرع» یا خود ترکیب «لم یزرع» در قرآن نیامده است؛ اما ریشه «زرع» کاربرد زیادی دارد و مفهوم آن دقیقاً همراستا با آیه ۳۷ سوره ابراهیم است که مکه را سرزمینی بدون کشت و زرع (بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ) توصیف میکند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات نماد گذشت زمان، فرسودگی شدید، بیثمر بودن، تنهایی، خشکی و از دست رفتن طراوت و باروری (چه در طبیعت و چه در جان انسان) است.
جمعبندی و توضیح کامل پیر لم یزرع
اصطلاح «پیر لم یزرع» یک ترکیب وصفی و کنایی متمایز در زبان فارسی است که از ادغام کلمه فارسی «پیر» و عبارت عربی «لم یزرع» (به معنی کاشته نشده یا بایر) شکل گرفته است. این عبارت در لغت برای توصیف زمینها و سرزمینهای بسیار کهن، متروک و فاقد قابلیت کشت به کار میرود که هیچگاه رنگ آبادانی به خود ندیدهاند.
در کاربرد استعاری و ادبی، این اصطلاح به زیبایی برای توصیف پیرمردان بسیار سالخورده، نحیف و فرتوت به کار میرود؛ افرادی که بر اثر کهولت سن، شادابی و طراوت جوانی را کاملاً از دست دادهاند و جسمشان مانند زمینی خشک و بیحاصل شده است. این اصطلاح در جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان یک عبارت ۹ حرفی کاربرد دارد.