معنی
«ذِئاب» جمع مکسر واژه «ذِئب» است و به معنای گرگها یا سگهای وحشی و درنده بیابانی به کار میرود.
یعنی چه
این کلمه در لغت به معنای چندین گرگ است و در متون ادبی مجازاً به افراد حیلهگر، درنده و ستمگر نیز اشاره دارد.
مترادف
واژههای گرگان در فارسی و أذؤُب و ذُؤبان در عربی از هممعنیها و سایر اشکال جمع این کلمه هستند.
ریشه
این واژه از ریشه سامی-عربی «ذ أ ب» (ḏ-ʾ-b) مشتق شده که در اصل به معنای حرکت سریع، مضطرب یا ترساندن است و در زبان پروتو-سامی به صورت «ḏiʔb» بازسازی شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ واژه «جمع گرگ» یا «گرگها به عربی»، کلمه ۴ حرفی «ذئاب» است.
به انگلیسی
معادل انگلیسی مستقیم این کلمه در حالت جمع Wolves است.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است؛ مفرد آن «ذئب» و شکل مؤنث آن «ذئبة» (مادهگرگ) نام دارد.
به فارسی
برگردان دقیق و مستقیم این واژه در زبان فارسی، کلمه «گرگها» یا «گرگان» است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و عربی، ذئاب (گرگها) نماد مکر، طمع، ستمگری و انسانهای فریبکاری هستند که ظاهر خود را پنهان میکنند؛ همانطور که ناصرخسرو میگوید: «بلکه ذئابند به زیر ثیاب» (گرگهایی در لباس انسان هستند).
جمعبندی و توضیح کامل ذئاب
واژه «ذئاب» یک کلمه اصیل عربی با ریشه کهن سامی است که به عنوان جمع مکسر واژه «ذئب» به معنی «گرگها» وارد ادبیات فارسی شده است. اگرچه شکل جمع این واژه در قرآن نیامده، اما صورت مفرد آن (الذئب) سه بار در سوره یوسف و در جریان ادعای برادران او مبنی بر خورده شدن یوسف توسط گرگ به کار رفته است.
در فرهنگ لفظی و کاربردهای ادبی، این کلمه فراتر از یک نامگذاری ساده برای حیوانات، به عنوان نمادی برای درندگی، بیرحمی، حیلهگری و ستمورزی شناخته میشود. شاعران پارسیگوی از این واژه برای اشارت مجاز به انسانهای ریاکار و خطرناکی که باطن وحشی خود را در زیر لباس مبدل پنهان میکنند، استفاده کردهاند.