معنی
لعبت در اصل به معنی اسباببازی و عروسک (بهویژه عروسک خیمهشببازی) است و در مفهوم مجازی و ادبی به معشوق، بت، صنم و زن زیبارو اشاره دارد.
یعنی چه
این واژه برای توصیف کسی یا چیزی به کار میرود که به غایت زیبا و بینقص است، همانند عروسکی ظریف که مایهٔ خرسندی و شیفتگی تماشاگر میشود.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین همپوشانی معنایی را با لعبت در دو حوزهٔ لغوی و استعاری دارند.
ریشه
این واژه عربیالاصل و برگرفته از «لُعبة» است که از ریشه «لعب» (بازی کردن) میآید. در زبان عربی این ریشه در اصل از «لعاب» به معنی آب دهان کودک گرفته شده که هنگام بازی جاری میشود.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی با ضمهٔ حرف اول (لُ)، سکون عین (ع) و فتح ب (بَ) خوانده میشود.
در جدول
پاسخ متداول برای طراحان جدول در پاسخ به سوال «عروسک یا دلبر چهار حرفی»، کلمهٔ «لعبت» است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد حقیقی یا استعاری، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی معاصر، لُعبة بیشتر به خودِ بازی یا اسباببازی و دُمیة به عروسکهای مجسمهای اطلاق میشود.
به فارسی
برگردان خالص فارسی این واژه در معنای حقیقی همان «عروسک» یا «اسباببازی» است.
جمعبندی و توضیح کامل لعبت
واژهٔ «لعبت» از ریشهای عربی به معنای بازی و سرگرمی وارد زبان فارسی شده است. اگرچه معنای نخستین و لغوی آن به اسباببازی، عروسک و به ویژه عروسکهای خیمهشببازی اشاره دارد، اما جایگاه عمدهٔ خود را در ادبیات کلاسیک فارسی در قالب استعاره پیدا کرده است.
در شعر و نثر کهن، لعبت نمادی از معشوقهٔ بسیار زیبا، بینقص و بیروح است که همچون بت پرستش میشود. این واژه گاه به مفهوم بیارادگی انسان در برابر بازیهای تقدیر نیز به کار رفته است؛ همانطور که عروسک خیمهشببازی از خود اختیاری ندارد. امروزه کاربرد این کلمه در زبان محاوره بسیار کمرنگ شده و بیشتر در متون ادبی و حل جدول کاربرد دارد.