یعنی چه
غلباش در لغت به معنای موی سر است؛ اما در اصطلاحات اجتماعی و تاریخی به عنوان صفت برای افراد بیکلاه، بیمقام، فرومایه و زیردست به کار میرفته است. همچنین این واژه نام یکی از طوایف ایل اینانلو (قشقایی) و نام روستایی در شهرستان فسا نیز میباشد.
تلفظ
این کلمه به صورت فتح غین، سکون لام و باش تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ ۵ حرفی برای کلمه غلباش در جدول خودِ «غلباش» است که به عنوان نام طایفه یا دهی در فسا مطرح میشود.
به عربی
معادلهای عربی غلباش بسته به کاربرد آن، در معنای لغوی «شعر» و در معنای اصطلاحی و اجتماعی «تابع» یا «أدنى مرتبة» هستند.
به ترکی
در زبان ترکی واژه kılbaş یا qılbaş ریشه اصلی این کلمه است که به موی سر یا سر برهنه اشاره دارد و مجازاً به افراد طبقه پایین (aşağı tabaka) گفته میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای دقیق فارسی غلباش شامل «موی سر» در معنای لغوی، و «زیردست»، «فرومایه» و «بیمقام» در معنای کنایی و اجتماعی است.
در قرآن
واژه غلباش ریشه ترکی دارد و در متن قرآن کریم یا متون دینی کلاسیک عربی وجود ندارد.
نماد چیست
در تحلیلهای ساختار اجتماعی و تاریخی، غلباش به عنوان نماد طبقه اجتماعی پایین، افراد بیکلاه و رعایا در تقابل با «قزلباش» (صاحبان شأن، قدرت و کلاه سرخ صفوی) شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل غلباش
واژه «غلباش» کلمهای با ریشه ترکی است که در فرهنگ لغات و تاریخ ایران کاربردهای چندگانهای دارد. در معنای نخستین و لغوی خود به معنای «موی سر» یا سر برهنه است. با این حال، شهرت این واژه بیشتر به دلیل کاربرد اصطلاحی و اجتماعی آن در تقابل با واژه تاریخی «قزلباش» شکل گرفته است؛ به طوری که قزلباش نماد طبقه حاکم، صاحب منصب و با جلال و شکوه بوده و غلباش در مقابل آن به عنوان نماد افراد زیردست، بیمقام و فرومایه استفاده میشده است.
علاوه بر این کاربرد کنایی، غلباش یک اسم خاص نیز محسوب میشود. در جغرافیای ایران، نام دهی از دهستان ششده قرهبلاغ در شهرستان فسا واقع در استان فارس است. اهالی این روستا از طایفه غلباش هستند که خود یکی از طوایف ایل بزرگ اینانلو یا قشقایی به شمار میرود و به حرفههایی چون زراعت و بافت گلیم و قالی اشتغال دارند.