معنی
عنقا پرندهای اسطورهای و فوقالعاده کمیاب است که در بلندای کوهستانها آشیان دارد. این واژه در ادبیات و عرفان مظهر حقیقت پنهان، قناعت و انسان کامل به شمار میرود.
یعنی چه
در لغت از ریشه عربی عَنَق گرفته شده و به معنای پرندهای است که طوقی سفید یا گردنی بسیار دراز دارد. در اصطلاح کنایه از هر چیز نایاب و دستنیافتنی است.
تلفظ
این واژه در اصل عربی با همزه پایانی (عنقاء) بوده که در زبان فارسی همزه آن حذف شده و به صورت عَنقا تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ متداول برای طراحان جدول در خصوص مرغ اسطورهای بلندآشیان، کلمه چهار حرفی عنقا است.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی معمولاً به دلیل شباهتهای اسطورهای از واژه Phoenix استفاده میشود، هرچند آوانویسی دقیق آن Anqa است.
به عربی
در زبان عربی این کلمه با الف و لام و همزه پایانی به صورت العنقاء به کار میرود و ریشه اصلی واژه است.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه اسطورهای، سیمرغ و سیرنگ هستند که در شاهنامه و سایر متون کهن فارسی جایگاه ویژهای دارند.
نماد چیست
عنقا در ادبیات عرفانی نماد عالیترین رتبه حقیقت، دوری از خلق، و مناعت طبع است؛ چرا که هیچکس نمیتواند آن را شکار کند.
جمعبندی و توضیح کامل عنقا
واژه عنقا ریشه در زبان عربی دارد و به معنای پرندهای با گردن بلند و کشیده است. با ورود این مفهوم به ادبیات و فرهنگ ایرانی، عنقا با مرغ اسطورهای و نامآشنای فرهنگ ما یعنی سیمرغ ادغام شد. در اشعار بزرگانی چون حافظ و عطار، از عنقا به عنوان موجودی یاد میشود که به دلیل مناعت طبع و گوشهنشینی، هرگز به دام کسی نمیافتد و آشیانهاش در دوردستترین نقاط (کوه قاف) قرار دارد.
این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک پاسخ چهار حرفی برای راهنماهایی مثل «مرغ افسانهای» یا «همتای سیمرغ» کاربرد زیادی دارد. اگرچه در تفاسیر دینی و حکایتهای کهن اشاراتی غیرمستقیم به این پرنده شده، اما جایگاه اصلی آن در قلمرو نمادشناسی، عرفان و اصطلاحات کنایی زبان فارسی است.