یعنی چه
این واژه به عنوان اسم و صفت به کار میرود و به کسی اطلاق میشود که در یک جمع، محیط یا جامعه شناختهشده نیست و حس عدم تعلق یا ناآشنایی را برمیانگیزد. همچنین به امور نادر و عجیب نیز گاهی اطلاق شده است.
مترادف
واژههای فوق در زبان فارسی بیشترین شباهت معنایی را با غریبه دارند و بر عدم آشنایی یا دوری دلالت میکنند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده نزدیکی، شناخت قبلی و تعلق داشتن به یک گروه یا رابطه هستند.
ریشه
این واژه در اصل صورت مؤنث «غریب» در زبان عربی است که وارد زبان فارسی شده و دستخوش تغییر کاربرد شده است؛ به طوری که امروزه در فارسی عامیانه و رسمی برای هر دو جنس (مذکر و مؤنث) به معنی فرد ناشناس استفاده میشود. این ریشه با مفاهیمی چون غربت، غروب و مغرب پیوند دارد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه غریبه به عنوان پاسخ واژههایی چون بیگانه یا ناشناس کاربرد دارد و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد که Stranger رایجترین آنها برای فرد ناآشنا است.
به عربی
در زبان عربی از واژه اجنبی برای فرد بیگانه و از غریب برای کسی که از وطن خود دور شده استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی کلمه Yabancı دقیقترین معادل برای مفهوم فرد بیگانه و ناآشنا است.
جمعبندی و توضیح کامل غریبه
واژه «غریبه» در فرهنگ و زبان فارسی فراتر از یک صفت ساده، حامل بار معنایی عمیقی از تنهایی، انزوا و عدم تعلق است. این کلمه که از ریشه عربی «غ ر ب» به معنای دوری و پنهان شدن نشئت گرفته، با ورود به زبان فارسی هویتی مستقل یافته و برای اشاره به هر شخص یا امر ناآشنا به کار میرود.
در ادبیات و گفتار عامه، غریبه گاهی نمادی از احتیاط و فاصله اجتماعی است و گاهی حس دلسوزی نسبت به فردی دور از خانمان را برمیانگیزد. شناخت مترادفها و متضادهای این واژه به درک مرزهای روابط انسانی میان «خودی» و «غیر» در جامعه کمک شایانی میکند.