یعنی چه
شمال در زبان فارسی امروز به عنوان یکی از چهار جهت اصلی جغرافیایی (قطب شمال) شناخته میشود که در حالت ایستاده رو به مشرق، در سمت چپ انسان قرار میگیرد. همچنین در متون کهن و اصیل به معنای خودِ سمت چپ (در مقابل یمین/راست) و بادی که از سوی شمال میوزد نیز به کار رفته است.
مترادف
در معنای جهت جغرافیایی واژههای کهن فارسی مانند «نسا» و «اپاختر» مترادف آن هستند. در معنای جهت بدنی و فضایی، کلماتی چون «یسار»، «چپ» و «دست چپ» مترادف آن محسوب میشوند.
متضاد
در جغرافیا متضاد اصلی آن «جنوب» و واژه کهن «تستر» است. در معنای جهت فضایی و بدنی، متضادهای آن «یمین»، «راست» و «دست راست» هستند.
هم خانواده
واژههایی مانند شمالی، شمالشرق و شمالغرب مشتقات جغرافیایی آن هستند. همچنین از نظر ریشه لغوی عربی، واژههایی چون شامل، شمول، مشمول و شمایل با آن همخانواده هستند.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای سامی دارد و در اصل به معنی «چپ / دست چپ» بوده است؛ زیرا در نظامهای جهتیابی قدیم، شمال همان جهتی بود که در سمت چپ فردِ ایستاده رو به شرق قرار میگرفت. در لغت عرب از ماده «ش م ل» به معنی پوشش و دربرگرفتن است و چون دست چپ معمولاً زیر پوشش پنهان میشده، به این نام خوانده شده است.
تلفظ
در زبان فارسی امروزی به صورت شِمال (با کسره شین) تلفظ میشود. در زبان عربی فصیح به دو صورت شِمال (به معنی جهت چپ و شمال) و شَمال (به معنی باد شمال) تلفظ میگردد.
به انگلیسی
معادل اصلی آن در ناوبری و جغرافیا واژه North است و در کاربرد بدنی یا جهتگیری فضایی به معنای چپ، معادل Left میباشد.
به عربی
در زبان عربی از خود واژه الشِّمال یا الشَّمال برای جهت جغرافیایی و دست چپ استفاده میشود و واژه الیسار نیز معادل دقیق سمت چپ است.
به ترکی
در ترکی مدرن (استانبولی) برای جهت جغرافیایی از واژه Kuzey استفاده میشود. در ادبیات کهن و عثمانی واژه همریشهٔ Şimal کاربرد داشته و برای جهت چپ واژه Sol به کار میرود.
به فارسی
برگردان سره و اصیل این واژه در فارسی باستان و میانه برای جهت جغرافیایی «اَپاختَر» یا «نَسا» است و برای جهت بدنی، معادل آن همان واژه «چپ» میباشد.
نماد چیست
در قطبنما و ناوبری، شمال نماد مبدأ، پایداری، هدایت و یافتن مسیر درست است. در فرهنگهای کهن به دلیل اقلیم، نماد سرما، زمستان و تاریکی بوده است. همچنین در فرهنگ عامه عرب قدیم، سمت چپ (شمال) به دلیل انجام کارهای ناپاک با دست چپ، نماد شومی، ناپاکی و فال بد (تَشاؤُم) بوده که این مفهوم کنایی در قرآن کریم نیز در قالب «اصحاب الشمال» (دوزخیان و بدفرجامان) دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شمال
واژه «شمال» یک کلمه با ریشه کهن سامی است که تطور معنایی جالبی را پشت سر گذاشته است. این واژه در اصل به معنای «دست چپ» یا «سمت چپ» بوده و از آنجا که در نظامهای جهتیابی باستانی (که مبدأ نگاه رو به شرق بود)، سمت چپ انسان معادل جهت قطب شمال میشد، کمکم به عنوان یکی از چهار جهت اصلی جغرافیایی تثبیت شد.
در زبان فارسی امروز، کاربرد غالب و اصلی این کلمه اشاره به جهت جغرافیایی شمال و مناطق جغرافیایی واقع در این سمت است. با این حال، در متون دینی از جمله قرآن کریم، این واژه هرگز به معنای جهت جغرافیایی به کار نرفته، بلکه دقیقاً در معنای اصلی و کنایی خود یعنی «سمت چپ» و تعابیری چون «اصحاب الشمال» (کسانی که نامه اعمالشان به دست چپشان داده میشود و عاقبتی ناخوشایند دارند) استفاده شده است.
این کلمه از نظر نمادشناسی دو وجهه کاملاً متمایز دارد؛ در حوزه دریانوردی و قطبنما، نمادِ ثبات، راهنمایی و کشف مسیر است، در حالی که در ادبیات کهن و نمادشناسی فرهنگی، گاهی با مفاهیمی چون سرما، عقلانیت افسارگسیخته و یا در تقابل با «یمین» (راست و مبارک)، به عنوان نمادی از ناپاکی یا فرجام نامبارک شناخته میشود.