یعنی چه
اسم مفعول از مصدر بافتن است و به هر ساختار شبکهای، پارچه، فرش یا مویی که با نظم و گرهخوردن الیاف یا رشتهها شکل گرفته باشد، اطلاق میشود. در مفهوم مجازی نیز به معنای امور درهمتنیده و ترکیبی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «بافته» (bāfte) همراه با صفت مفعولی «شده» (šode) است که در مجموع یک ترکیب صفت مفعولی تفکیکپذیر را میسازند.
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف طراح جدول، میتوانید از واژگانی چون منسوج، تنیده یا نسیج به عنوان پاسخ استفاده کنید. خود واژه «بافته شده» دقیقاً دارای ۸ حرف است.
به انگلیسی
بسته به نوع بافت (پارچهای، کاموایی یا ساختار گیسبافت) معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «نسج» و «حبک» برای رساندن مفهوم درهمتنیدگی و بافته شدن الیاف استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنای فارسی اصیل و مستعمل آن شامل تنیده، بافتهها، دستبافت و واژگان دخیلِ پرکاربرد مانند منسوج است. این کلمه کاملاً ریشه پارسی دارد و از مصدر بافتن (bāf) میآید.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، بافتن و بافته شدن نمادی از خلق تدریجی، هماهنگی اجزا برای رسیدن به یک کل واحد، و صبر است. همچنین در عباراتی مثل «تار و پود وجود» به پیوند عمیق ارجاع دارد و گاهی به صورت استعاری کنایه از پرداخته شدن و ساختگی بودن دارد (مانند داستان بافتهشده).
جمعبندی و توضیح کامل بافته شده
واژه «بافته شده» یک ترکیب صفت مفعولی با ریشه کاملاً پارسی است که از مصدر بافتن مشتق میشود. این کلمه در اصل به هر نوع ساختار، پارچه، فرش یا قالی اشاره دارد که از طریق تلاقی و گرهخوردن منظم تارها و پودها پدید آمده باشد. در صنایع دستی و نساجی، این مفهوم تجلیبخش هنر دست و ابزارهای سنتی و صنعتی است.
علاوه بر معنای مادی و فیزیکی، این واژه در ادبیات فارسی کاربرد استعاری گستردهای دارد. زمانی که از بافته شدن افکار، سرنوشت یا روابط سخن به میان میآید، هدف نشان دادن اوج پیچیدگی، نظم درونی و درهمتنیدگی غیرقابل تفکیک اجزای یک پدیده است. این واژه نمادی از صبر و خلق گامبهگام به شمار میرود.