یعنی چه
این واژه به دو صورت در مراجع ثبت شده است؛ یکی به عنوان اسم خاص تاریخی و اساطیری در بینالنهرین که به معنی «پسر را فرستاد» (نام پدر مردوخ یا شهریار بابل) است، و دیگری به عنوان شکل دیگری از واژه «بلادن» یا «بلادانه» که به گیاه سمی و دارویی شابیزک اشاره دارد.
تلفظ
در حالت اسم خاص تاریخی و اسطورهای به صورت بَلادان (Baladan) و در کاربرد مربوط به گیاهشناسی به صورت بِلادُن یا بِلادانه (Belladonna) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق در جدول کلمه «بلادان» با ۶ حرف است که میتواند به عنوان پدر شهریار بابل یا نام دیگر گیاه شابیزک مطرح شود.
به انگلیسی
برای نام خاص اساطیری معادل Baladan و برای گیاه دارویی از واژه Belladonna استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به گیاه مربوطه از اصطلاح «ست الحسن» استفاده میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی معادل مشخصی برای بخش اسطورهای وجود ندارد، اما برای گیاه بلادن از این اصطلاح استفاده میشود.
به فارسی
اگر منظور واژه گیاهی بلادن/بلادان باشد، معادلهای اصیل فارسی آن شامل شابیزک، مردمگیاه و مهرگیاه است. در حالت اسم خاص، برگردان فارسی ندارد.
نماد چیست
در نمادشناسی گیاهی، این واژه به دلیل سمی بودن و کاربرد باستانیاش در لوازم آرایشی، نماد «زیبایی کشنده»، «فسونگری» و «سکوت» است. در وجهه تاریخی نیز به اسطورههای بینالنهرین پیوند دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بلادان
واژه «بلادان» در زبان فارسی به عنوان یک اسم عام یا کلمه پرکاربرد روزمره وجود ندارد و نباید با کلمات «بلاد» یا «بلدان» (به معنی شهرها و سرزمینها) که ریشه عربی دارند اشتباه شود. این کلمه در مراجع به دو صورت کاملاً مجزا تعریف شده است؛ نخست به عنوان یک اسم خاص تاریخی و اسطورهای متعلق به تمدن بینالنهرین که در قاموس کتاب مقدس به عنوان نام پدر مردوخ (شهریار بابل) ثبت شده است.
وجه دوم و رایجتر این واژه در جستجوها، اشتباه لفظی یا املایی از واژه «بلادن» یا «بلادانه» است که ریشهای لاتین دارد. این نام به گیاه دارویی و بسیار سمی «شابیزک» (Atropa belladonna) اشاره میکند که در گذشته برای گشاد کردن مردمک چشم و زیبایی و امروزه در پزشکی کاربرد دارد. این کلمه در قرآن کریم به کار نرفته است.