معنی
«وبال» در لغت به معنای عاقبت تلخ، گرانی، سنگینی ناگوار و بدفرجامی یک عمل است. این واژه معمولاً برای توصیف پیامدهای بد، زیانبار و گریبانگیری به کار میرود که انسان را دچار گرفتاری و سختی شدید میکند.
یعنی چه
عبارت «وبال» در اصطلاح عامیانه و ادبی به کار یا مسئولیت سنگین و ناخوشایندی گفته میشود که بر دوش کسی میافتد و او را آزار میدهد. وقتی میگویند چیزی «وبال گردن» شده، یعنی تبدیل به یک بار دائمی، گناه یا گرفتاری شده است که فرد نمیتواند از شر آن خلاص شود.
مترادف
واژههایی چون عذاب، سختی، بدبختی، سوء عاقبت، تقصیر و بار گناه به عنوان نزدیکترین مترادفهای این کلمه شناخته میشوند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «و ب ل» (w-b-l) گرفته شده است که در اصل به معنی شدت، گرانی و سنگینی است. جالب اینجاست که واژه «وابل» به معنی باران دانه درشت و سیلآسا نیز از همین ریشه است، زیرا چنین بارانهایی میتوانند عواقب سنگین و تخریبکنندهای به بار آورند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً «وبال» با ۴ حرف است که با مفاهیمی مثل بار سنگین، عذاب یا فرجام بد توصیف میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، میتوان از واژههای Bane یا Curse برای رساندن مفهوم بلای گریبانگیر استفاده کرد.
به فارسی
برگردان دقیق و سرهٔ این واژه در زبان فارسی معادلهایی چون «بدفرجامی»، «گرفتاری سخت» و «بارِ گناه» است که مفهوم سنگینی عاقبت یک کار را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل وبال
واژهٔ «وبال» یک اسم ریشهدار عربی است که وارد زبان فارسی شده و مفهوم انتزاعیِ پیامدهای ناگوار و گریبانگیر اعمال انسان را به تصویر میکشد. این کلمه در اصل به معنای گرانی و سنگینی شدید است و در متون کهن و اخلاقی، به عنوان نمادی از بار گناه، مسئولیت اخلاقی سنگین و عاقبت شوم یاد میشود که گریبان فرد خطاکار را میگیرد.
در ادبیات عامیانه و روزمرهٔ فارسی، این واژه بیش از هر چیز در اصطلاح «وبالِ گردن» نمود پیدا کرده است؛ کنایه از شخص، شیء یا مسئولیتی که نه تنها سودی ندارد، بلکه مانند طوقی سنگین و مزاحم مایهٔ زحمت، عذاب و گرفتاری دائمی میشود. این واژه همچنین در قرآن کریم نیز ۴ بار به صورت عبارتهایی نظیر «وبال امره» به کار رفته که به چشیدن کیفر سنگین و فرجام تلخ اعمال در دنیا و آخرت اشاره دارد.