یعنی چه
این واژه در لغتنامههای قدیمی به معنای توده ناهمگون از مردم (اوباش) یا فرد شکمباره و بیخیر آمده است. در عربی امروزی و عامیانه نیز به معنی صدا دادن غذا زیر دندان (کرانچ کردن) به کار میرود.
تلفظ
در متون کهن و معاجم لغوی به صورت فتح قاف و سکون راء (قَرْمَش) یا کسر قاف (قِرْمِش) ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع این کلمه معمولاً به عنوان پاسخی ۴ حرفی برای نشانه «مردم آمیخته و درهم» یا «شکمباره» طراحان قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به ریشه کهن یا کاربرد عامیانه مدرن، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
در عربی فصیح برای معنای جمعیتی از «اخلاط» استفاده میشود و فعل آن برای صدای غذا کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق آن شامل اصطلاحات مربوط به توده ناهمگون مردم یا توصیف صدای شکستن و جویدن خوراکیهای خشک است.
نماد چیست
این کلمه بار اسطورهای، ادبی یا عرفانی ویژهای در ادبیات فارسی ندارد و صرفاً یک واژه توصیفی یا لغوی کهن است.
جمعبندی و توضیح کامل قرمش
واژه «قرمش» یک لغت اصیل در زبان فارسی معیار محسوب نمیشود. در لغتنامههای کهن مانند دهخدا و منتهیالارب، این واژه دارای ریشه عربی (یا مأخوذ از واژه ترکی قریشمش به معنی مخلوط) دانسته شده و به معنای توده ناهمگون مردم، اوباش و یا فرد شکمباره به کار رفته است.
از سوی دیگر، در گویشهای معاصر زبان عربی (بهویژه در حوزه شام و حجاز)، قرمش و قرمشة کاربرد فراوانی در مکالمات روزمره دارند که به بافت خوراکیهای ترد و صدای جویدن آنها (مفهوم کرانچ در انگلیسی) اشاره میکند. این کاربرد به صورت محدود در زبان گفتاری برخی مناطق نیز شنیده میشود.
در مجموع، این کلمه در زبان فارسی بیشتر یک واژه دایرةالمعارفی و قدیمی است که امروزه کاربرد زنده محدودی دارد و عباراتی نظیر اخلاط و اوباش معادلهای ساختاری آن هستند.