یعنی چه
«بوالحکم» مخفف و شکلِ فارسیشدهٔ کنیهٔ عربی «ابوالحکم» است. این واژه در لغت از ریشه «حکم» گرفته شده و به معنای فردی است که دارای دانایی، قدرت داوری، عقل و توانایی تشخیص حق از باطل است. در تاریخ اسلام، این کلمه پیش از ظهور اسلام کنیهٔ «عمرو بن هشام» (ابوجهل) بود، چرا که مردم مکه او را مردی بسیار باهوش و کاردان در حل اختلافات میدانستند.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت بُوالحَکَم (bo-al-hakam) تلفظ میشود که تخفیفیافتهٔ عبارت عربی «أَبُو الحَکَم» است.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای صاحب حکمت و داوری یا کنیه نخستین ابوجهل، واژه ۷ حرفی «بوالحکم» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم لغوی این کلمه از اصطلاحات مرتبط با قضاوت و حکمت استفاده میشود.
به عربی
شکل اصلی و فصیح این واژه در زبان عربی «أبو الحكم» است که از ترکیب «أبو» (پدر/صاحب) و «الحكم» (داوری/حکمت) ساخته شده است.
به ترکی
در متون تاریخی ترکی عثمانی این کلمه عیناً نقل شده و در برگردان معنایی به مفاهیمی چون دانایی و صاحب حکم اشاره دارد.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، بوالحکم علاوه بر معنی لغوی خود (دانا و قاضی)، به عنوان یک نماد و کنایه برای «ابوجهل» یا افرادی که با وجود داشتن علم و هوش، به دلیل حسادت و تکبر به گمراهی کشیده شدهاند، به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بوالحکم
واژه «بوالحکم» مخفف کلمه عربی «ابوالحکم» به معنای صاحب داوری، قاضی و فرد اهل حکمت است. این واژه از ریشه «ح ک م» ساخته شده و در اصل واژهای کاملاً عربی است که با تغییر شکل به ادبیات فارسی راه یافته است. در فرهنگ اسلامی و تاریخ، این کلمه اهمیت ویژهای دارد چرا که کنیه اولیه عمرو بن هشام (ابوجهل) پیش از اسلام بوده است؛ او به دلیل هوش بالا در مکه به این نام خوانده میشد اما پس از دشمنی سرسختانه با پیامبر اسلام (ص)، پیامبر لقب او را به ابوجهل (پدر نادانی) تغییر داد.
در ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار عارفانه مانند مثنوی معنوی مولانا، بوالحکم به عنوان یک نماد اخلاقی و عبرتآموز به کار میرود. این کلمه نشاندهنده افرادی است که علم، هوش و تدبیر فراوانی دارند، اما به دلیل تکبر، حسادت و نداشتن چشم حقیقتبین، داناییشان مایه سقوط و گمراهی آنها میشود. به همین دلیل در شعر فارسی تقابل زیبایی میان «بوالحکم» و «بوجهل» شکل گرفته است.