یعنی چه
این عبارت به عنوان یک ترکیب صفتگونه یا قیدی در زبان فارسی به کار میرود و نشاندهنده دنبالهروی بیفکر و تقلیدی است؛ حالتی که در آن شخص تفکر، تحلیل و بصیرت خود را کاملاً کنار میگذارد و به رفتار یا سنتهای دیگران وابسته میشود.
تلفظ
این ترکیب از چهار واژه تشکیل شده که به صورت روان و با کسر اضافه بین کلمات خوانده میشود: وابسته (vâbaste) به (be) تقلید (taqlid-e) کورکورانه (kur-kur-âne).
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «وابسته به تقلید کورکورانه» دقیقاً ۲۲ حرف دارد. بسته به تعداد حروف خانه مورد نظر، پاسخهای کوتاهتری مثل «مقلدانه» یا «تقلیدی» نیز میتوانند به عنوان جایگزین استفاده شوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحات صفتگونهای استفاده میشود که بر پیروی بیچونوچرا یا بدون تفکر انتقادی تأکید دارند.
به عربی
در زبان عربی واژه «أعمى» به معنای نابینا و کور است که ترکیب آن با تقلید و اتباع، دقیقاً معادل مفهوم چشمبسته عمل کردن در فارسی است.
در قرآن
عینِ عبارت «تقلید کورکورانه» در قرآن کریم نیامده است، اما این مفهوم و رویکرد به شدت در آیات متعددی مذمت شده است. معروفترین اصطلاح قرآنی برای این پدیده «إتّباعِ آباء» (پیروی بیدلیل از پدران و اجداد) است؛ مانند آیه ۱۷۰ سوره بقره که میفرماید: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا...» (و هنگامی که به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، میگویند: خیر، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروی میکنیم).
نماد چیست
در ادبیات فارسی و نقد اجتماعی، «طوطی» (به خاطر تکرار کلمات بدون فهم معنی) و «میمون» (به خاطر تقلیدِ صرف از حرکات بدون درک علت آن) نمادهای اصلی این واژه هستند. این مفهوم نشاندهنده فقدان تفکر انتقادی، حرکت چشمبسته و از دست رفتن استقلال ذهنی انسان است؛ همانطور که مولوی میگوید: «خلق را تقلیدشان بر باد داد / ای دو صد لعنت بر این تقلید باد».
جمعبندی و توضیح کامل وابسته به تقلید کورکورانه
عبارت «وابسته به تقلید کورکورانه» صفت یا وضعیتی را توصیف میکند که در آن فرد یا جامعه، بدون بهکارگیری قوه عقل، سنجش منطقی و تحلیل آگاهانه، از رفتارها، باورها یا سنتهای دیگران تبعیت میکند. این ترکیب از واژه عربی «تقلید» (به معنی قلاده بر گردن انداختن یا پیروی کردن) و واژه فارسی «کورکورانه» (به معنی چشمبسته و بدون بصیرت) ساخته شده است و ریشهای ترکیبی دارد.
در حوزه مطالعات فرهنگی و جامعهشناسی، این اصطلاح نشاندهنده آسیبِ فقدان تفکر انتقادی است. افرادی که اصالت فکری ندارند، با همرنگ جماعت شدنِ بدون تأمل، استقلال ذهنی خود را از دست میدهند. در ادبیات کلاسیک فارسی نیز شاعرانی چون مولوی بارها به خطر مقلدانه عمل کردن اشاره کرده و انسانها را از طوطیصفت بودن برحذر داشتهاند.
از نگاه دینی و قرآنی نیز، اگرچه این لفظ به صورت مستقیم در متن کتاب مقدس مسلمانان ذکر نشده، اما روح و مفهوم آن در آیات متعددی تحت عنوان «پیروی از سنتهای غلط جاهلی و عقاید نیاکان» (إتّباع آباء) به چالش کشیده شده است. قرآن کسانی را که بدون اندیشه و صرفاً به دلیل وابستگی به گذشته یا دیگران راهی را میپیمایند، مورد ملامت قرار میدهد و دعوت به تفکر و تحقیق (محققانه زیستن) میکند.