یعنی چه
چیزی که در عمق ذهن، قلب، باور یا یک جسم و ساختار نفوذ کرده و تثبیت شده باشد؛ به عبارتی جاافتاده، ریشهدار و درونیشده است و بهسادگی از بین نمیرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتحة کلمه اول و سکون کلمات بعدی در مصدر و صفت مفعولی به صورت رُسوخ کَردِه خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلیدواژه در جدول «رسوخ کرده» با ۸ حرف است. از دیگر گزینهها میتوان به نفوذ کرده و رخنه کرده اشاره کرد.
به انگلیسی
برای مفاهیم ذهنی و باورهای عمیق از واژگان entrenched و ingrained و برای نفوذ فیزیکی از penetrated استفاده میشود.
به عربی
مشتقات ریشه «ر س خ» و واژههایی نظیر متجذر به خوبی مفهوم رسوخکردن و استواری در عمق را در زبان عربی رساندهاند.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای ریشهدار، جاافتاده، درونیشده و پابرجا نزدیکترین برگردانها و مفاهیم معادل برای این صفت مفعولی هستند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات عرفانی، رسوخ نماد ریشه درخت در خاک یا جوهر نفوذ کرده در کاغذ است که نشاندهنده اصالت، ثبات قدم، یادگیری عمیق و تبدیل شدن یک باور به جزء جداییناپذیر وجود انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل رسوخ کرده
واژه «رسوخ کرده» صفت مفعولی برآمده از مصدر رسوخ کردن است که ریشه در زبان عربی (ر س خ) دارد. این واژه در اصل به معنای فرو رفتن، استوار شدن و نفوذ عمیق و پایدار در یک جسم، باور یا قلب است. مفهوم آن در تقابل مستقیم با سطحی بودن، تزلزل و امور گذرا قرار میگیرد و نشاندهنده پایداری و ثبات بالا در یک حالت است.
در کاربردهای قرآنی و دینی، اگرچه خود این ترکیب مستقیماً نیامده، اما مشتق مشهور آن یعنی «الراسخون فی العلم» به معنای کسانی است که دانشی عمیق، استوار و ریشهدار دارند. این واژه در ادبیات فارسی برای توصیف باورها، ترسها یا عادتهایی به کار میرود که چنان در جان و روان فرد یا ساختار یک جامعه نهادینه شدهاند که تغییر یا از بین بردن آنها بهسادگی امکانپذیر نیست.