یعنی چه
این اصطلاح در مفهوم امروزی به معنای منسجم شدن در قالب یک تشکیلات سیاسی یا عقیدتی است. همچنین در ریشه لغوی عربی آن، معنای دشوار شدن کار بر کسی نیز ذکر شده، اما در کاربرد ترکیبی فعلی، همان معنای گروه و دسته شدن مدنظر است.
تلفظ
واژه «حزب» با کسره حرف اول (حِ) تلفظ میشود و در ترکیب با فعل «شدن» به صورت روان در زبان فارسی به کار میرود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند تحزب، دستهدسته شدن یا گروه شدن کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن سیاسی یا اجتماعی، از معادلهای فوق برای رساندن مفهوم تشکیل جناح یا حزب استفاده میشود.
به عربی
مصدر «التحزب» دقیقترین معادل عربی برای رساندن مفهوم حزب شدن و تشکیل دسته و گروه دادن است.
به فارسی
معادلهای سره و اصطلاحات هممعنی فارسی آن شامل گروهبندی شدن، همپیمان شدن، متفق شدن و تشکیل جناح دادن است.
در قرآن
ماده «حزب» ۲۰ بار در قرآن کریم به کار رفته است. ترکیب فعلی «حزب شدن» به این شکل در قرآن وجود ندارد، اما مفهوم دستهدسته شدن دین و جامعه (تحزب منفی) در آیاتی مانند آیه ۳۲ سوره روم نکوهش شده است. همچنین قرآن انسانها را به دو گروه کلی حزبالله (رستگاران) و حزبالشیطان (زیانکاران) تقسیم میکند.
جمعبندی و توضیح کامل حزب شدن
عبارت «حزب شدن» یک ترکیب فعلی امروزی است که از واژه عربی «حزب» (به معنی گروه، دسته یا یاران) و فعل کمکی فارسی «شدن» ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات سیاسی و اجتماعی به معنای تشکلیافتن، همپیمان شدن یا ایجاد جناحها و فراکسیونهای مختلف به کار میرود و در متون کلاسیک به عنوان یک مدخل مستقل ثبت نشده است.
در نگاه معناشناختی و فرهنگی، این مفهوم وجههای دوگانه دارد؛ از یک سو در تفکر مدرن به عنوان پایهای برای دموکراسی و تحزب قانونمند شناخته میشود و از سوی دیگر در ادبیات اخلاقی و قرآنی، اگر به معنای تعصب کورکورانه گروهی و چندپارگی جامعه باشد، مورد نکوهش قرار گرفته است.