یعنی چه
این عبارت یک ترکیب کنایی اصیل در زبان فارسی است که دو معنای عمده دارد: نخست، به شکل، پوست و جامه دیگری درآمدن و خود را شبیه او ساختن؛ دوم، در اصطلاح عامیانه به معنی نفوذ پنهانی، فریب دادن، تحریک کردن یا وسوسه کردن کسی به کار میرود، چنانکه میگویند «شیطان به جلدش رفته است».
تلفظ
تلفظ این ترکیب کنایی به صورت «بِجِلد رَفتَن» (be jeld raftan) است.
در جدول
پاسخ مد نظر برای این عبارت در حل جدول، خودِ واژه «بجلد رفتن» (۸ حرف) یا مفاهیمی چون «حلول» و «تقمص» است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای تغییر شکل یا وسوسه و نفوذ وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی واژه تقمص دقیقترین معادل برای معنای اول و وسوسه معادل معنای عامیانه آن است.
به فارسی
معادلها و برگردانهای روان فارسی این اصطلاح شامل مواردی چون «در پوست کسی رفتن»، «همشکل شدن»، «تغییر چهره دادن»، «نفوذ کردن» و «وسوسه کردن» است.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات نمادی از تغییر چهره، حلول یک حقیقت در ظرفی دیگر، و همچنین فریب و نفوذ مخفیانه است. در متون قدیم و ادبیات تصوف گاه به عنوان نمادی از تجلی یافتن یک معنا در شکلی تازه پدیدار میشود و در باورهای عامیانه، نمادِ از دست رفتن مهار نفس و تسلیم شدن در برابر وسوسههای بیرونی (مانند شیطان) است.
جمعبندی و توضیح کامل بجلد رفتن
عبارت «بجلد رفتن» یک ترکیب کنایی و اصیل در زبان فارسی است که ریشه در فرهنگهای لغوی کهن نظیر دهخدا و آنندراج دارد. این اصطلاح از ترکیب واژه «جلد» (به معنی پوست یا پوشش که ریشه عربی دارد) با فعل فارسی «رفتن» (در معنای شدن و درآمدن) ساخته شده است. این واژه دو لایه معنایی متمایز دارد؛ در متون کلاسیک و ادبی به معنای تغییر هیئت، به شکل دیگری درآمدن و تشبه به غیر است، در حالی که در ادبیات عامیانه و روزمره بیشتر کنایه از نفوذ پنهانی، فریب، بدخلقی ناگهانی یا وسوسه شدن توسط نیروهای بیرونی نظیر شیطان دارد.
اگرچه خود این ترکیبِ کنایی مستقیماً در قرآن کریم نیامده است، اما واژه پایه آن یعنی جلد در حالت جمع (جلود به معنی پوستها) در آیاتی از قرآن به کار رفته است. این اصطلاح در زبانهای دیگر مانند انگلیسی و عربی بسته به بافت متن با مفاهیمی چون تجسد، خود را جای دیگری زدن (Impersonate) یا تسخیر و نفوذ (Possess) معادلسازی میشود. در مجموع، بجلد رفتن بازتابدهنده دگرگونی در ظاهر، نفوذ در باطن و تغییرات پنهانی هویت در فرهنگ و ادبیات فارسی است.