یعنی چه
این واژه در اصل به کارگری اطلاق میشد که لعاب نشاسته (آش) را برای صاف و محکم شدن روی پارچه میمالید. در اصطلاح امروز، به کنایه برای افراد چربزبان، متملق و بادنجاندورقابچین که برای خوشامد دیگران رفتار ظاهرسازانه دارند استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ این واژه با سکون روی حرف شین و میم خوانده میشود: [آشْمال].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه آشمال به عنوان پاسخ پنج حرفی برای راهنمای «چاپلوس»، «آهاردهنده لباس» یا «متملق» به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم کنایی آشمال در زبان انگلیسی از واژگانی نظیر Flatterer (چاپلوس) یا Sycophant (متملق/نان به نرخ روز خور) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، نزدیکترین معادلها به مفهوم کنایی این کلمه، واژههای متملّق و مداهن (چربزبان و ریاکار) هستند. لازم به ذکر است که واژه عربی «إشمال» هیچ ارتباطی با این واژه فارسی ندارد.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل چربزبان، تملقگو، خوشامدگو و اصطلاح عامیانه بادنجاندورقابچین است. همخانوادههای آن نیز آشمالی و آشمالبازی هستند.
نماد چیست
این کلمه نماد تصویری یا رسمی ندارد، اما در ادبیات عامیانه و اجتماعی، نماد بارز رفتارهای ریاکارانه، دملابه کردن و خود شیرینکنی برای کسب منفعت شخصی از افراد قدرتمندتر است.
جمعبندی و توضیح کامل آشمال
واژه «آشمال» یک صفت مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب «آش» (در اصطلاح بافندگی قدیمی به معنی آهار یا لعاب نشاسته) و بن مضارع «مال» (از مصدر مالیدن) ساخته شده است. در گذشته به کارگرانی که وظیفه داشتند این مایع غلیظ را روی پارچهها بمالند تا شقورق و صاف شوند، آشمال میگفتند.
به مرور زمان و به دلیل ماهیت دستکشیدن مداوم و مداومت در مالش، این واژه تغییر کارکرد داد و وارد زبان عامیانه شد. امروزه آشمال کاربردی کاملاً کنایی و استعاری دارد و با بار معنایی منفی و تحقیرآمیز، به افراد چاپلوس، متملق و نان به نرخ روز خور اشاره میکند که برای جلب توجه یا کسب منفعت، به ستایش دروغین دیگران میپردازند.