یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح مستقل نیست، بلکه ترکیب دو صفت فاعلی «چمان» (در حال خرامیدن و راه رفتن با ناز و غرور) و «چران» (در حال چریدن و تغذیه) است. در ادبیات کهن، این ترکیب برای توصیف اسبهای چابک، پرانرژی و بیباک در مرتع به کار میرفته است.
تلفظ
هر دو واژه با فتح حرف اول (چـَ) تلفظ میشوند؛ چَمان به معنای خرامنده و چَران به معنای چریدنکنان.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی مربوط به این عبارت، خودِ واژهٔ «چمان و چران» با ۹ حرف است.
به انگلیسی
واژه Chaman به معادلهای Prancing یا Strutting (راه رفتن متکبرانه یا با ناز) و واژه Charan به Grazing (چریدن) برمیگردد.
به ترکی
در زبان ترکی معادل دقیقی که هر دو حس را در یک عبارت ادغام کند وجود ندارد؛ اما بخش اول به معنای با ناز راه رفتن و بخش دوم به معنی چرا کردن ترجمه میشود.
به فارسی
معادل سره و جایگزین خالص فارسی این عبارت «خرامان و چراکنان» یا «چمنده و چرنده» است که ریشه در افعال اصیل پارسی میانه دارند.
نماد چیست
در ادبیات حماسی و کهن ایران (بهویژه شاهنامه فردوسی)، این ترکیب نماد شادابی، فراغت بال و آرامش اسبِ جنگاوران در زمان صلح یا پیش از آغاز نبرد است و تصویری شاعرانه از پیوند زندگی حیوانی با زیبایی طبیعت را ارائه میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل چمان و چران
عبارت «چمان و چران» یک اصطلاح یا صفت مرکب مستقل در لغتنامههای سنتی نیست، بلکه همنشینی دو صفت فاعلی و قیدی اصیل فارسی است که تصویرسازی قدرتمندی در شعر کلاسیک ایجاد میکند. واژهٔ «چمان» از بن مضارع چمیدن به معنای با ناز و غرور راه رفتن است و «چران» از چریدن میآید. فردوسی بزرگ در شاهنامه از این ترکیب برای توصیف احوال اسبها در مراتع استفاده کرده است، آنجا که میفرماید: «همی خورد و اسبش چمان و چران / پلاشان فکنده به بازو کمان».
این عبارت تماماً پارسی است و ریشهای در زبانهای بیگانه یا قرآن ندارد. در کاربرد ادبی، این ترکیب تداعیکننده حالت اسبی سرکش، سالم و شاداب است که در عین چرا کردن، با وقار و طمأنیه گام برمیدارد و در جدول کلمات متقاطع نیز به عنوان یک عبارت ۹ حرفی شناخته میشود.