معنی
واژه قصد در اصل به معنای مصمم شدن بر انجام کاری است. این کلمه بر نیت، اراده، منظور و هدفی که شخص در سر دارد دلالت میکند. همچنین در ریشه لغوی خود به معنای راست بودن راه و رعایت اعتدال و میانهروی است.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی قصدی دارد، یعنی او با آگاهی و به طور عمدی، هدف یا برنامهای را دنبال میکند و کارش از روی تصادف یا بیهدفی نیست.
مترادف
این کلمات در زبان فارسی هممعنی و نزدیک به واژه قصد هستند و میتوانند در جملات گوناگون جایگزین آن شوند.
متضاد
اگر قصد را به معنی عزم و عمد بگیریم، متضاد آن اتفاق و تصادف است. اگر آن را به معنی میانهروی بدانیم، متضادش افراط و تفریط خواهد بود.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی (ق - ص - د) ساخته شدهاند و با مفهوم قصد ارتباط معنایی دارند.
ریشه
این کلمه وامواژهای از زبان عربی است که وارد زبان فارسی شده و به عنوان مصدر ثلاثی مجرد به کار میرود.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه با فتح حرف اول (ق) و سکون حروف بعدی خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «عزم و نیت» یا «آهنگ کاری کردن»، کلمه سه حرفی قصد گزینهای دقیق است.
به انگلیسی
این واژهها در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم نیت، هدف و اراده به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی متناسب با سیاق متن از این کلمات به عنوان هممعنی قصد استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای خالص فارسی این واژه شامل آهنگ، نیت (اراده) و اندیشیدن به انجام کاری است.
جمعبندی و توضیح کامل قصد
کلمه قصد ریشهای عربی دارد و در زبان فارسی امروزی بیشتر به معنای عزم، نیت، اراده و داشتن هدفی مشخص برای انجام یک کار به کار میرود. این واژه به ما کمک میکند تا میان کارهای ارادی و رفتارهای تصادفی تمایز قائل شویم.
جالب اینجاست که در ریشه اصلی لغوی و در کاربردهای قرآنی، این کلمه بیشتر با مفاهیمی مثل میانهروی، اعتدال و قرار گرفتن در مسیر مستقیم پیوند خورده است؛ چنانکه واژههایی مانند اقتصاد و مقتصد نیز از همین خانواده هستند.
در مجموع، شناخت ابعاد مختلف این واژه، از مترادفهای فارسی آن مانند آهنگ و اندیشه تا کاربردهای بیرونیاش، تصویر دقیقی از مفهوم اراده و جهتگیری در زندگی را به نمایش میگذارد.