یعنی چه
کبریائی صفت نسبی از کبریاء است که به معنای دارا بودن عظمت، شکوه، جلال و فرمانروایی مطلق است. این واژه معمولاً در توصیف بارگاه، صفات یا ذات خداوند به کار میرود و نشاندهنده بزرگی بیکرانی است که با اقتدار و هیبت همراه است.
تلفظ
این واژه به صورت کِبْرِیائی (kibriyā'i) با کسر کاف و سکون باء تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدول کلمه «کبریائی» با ۷ حرف است. واژههای هممعنی دیگر مانند کبریا (۵ حرف) یا عظمت (۴ حرف) نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، واژههای متفاوتی برای انتقال مفهوم کبریائی به کار میروند که رایجترین آنها Majesty و Grandeur هستند.
به عربی
ریشه اصلی این کلمه عربی است و در این زبان از واژههای کبریاء و عظمت برای بیان همین مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون بزرگواری، شوکت، حشمت، والایی، جلال و جبروت خدایی هستند.
در قرآن
اصل واژه یعنی «الْكِبْرِيَاء» به صورت صریح ۲ بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ یکبار در آیه ۳۷ سوره جاثیه که کبریایی را در آسمانها و زمین مخصوص خدا میداند و بار دیگر در آیه ۷۸ سوره یونس در گفتار فرعونیان به موسی و هارون درباره سروری در زمین.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ اسلامی، کبریائی نماد غنای مطلق و مرزی است که مخلوقات اجازه ادعای همتایی با آن را ندارند؛ همانطور که در حدیث قدسی آمده است: «الکبریاء رِدائی» (کبریاء و عظمت، ردای من است).
جمعبندی و توضیح کامل کبریائی
واژه «کبریائی» یک صفت نسبی برگرفته از ریشه عربی «ک-ب-ر» است که در زبان و ادبیات فارسی جایگاهی والا و دینی دارد. این کلمه به معنای منسوب به عظمت، شکوه بیکران و پادشاهی مطلق پروردگار است و معمولاً برای توصیف جلال خدایی و صفات بارگاه الهی به کار میرود.
در کاربردهای قرآنی و روایی، مفهوم کبریاء به عنوان جامه و ردای مخصوص ذات الهی شناخته میشود که هیچ مخلوقی را سزاوار ادعای آن نیست. در ادبیات عرفانی نیز این واژه نماد بینیازی کامل (غنای مطلق) خداوند و فناپذیری انسان در برابر جلال اوست.
از نظر ساختاری، این واژه با کلمات همخانوادهای چون کبیر، اکبر، تکبر و استکبار پیوند دارد و متضاد مفاهیمی چون حقارت، کوچکی، ذلت و فروتنی است که تماماً ویژگیهای مخلوق در برابر خالق را یادآوری میکنند.