یعنی چه
در اصطلاح تصوف و عرفان اسلامی، این واژه اشاره به مرتبه احدیت، غیبالغیوب یا حالتی از عارف دارد که به دلیل فنای کامل در ذات حق، تمام نامها، صفات، تعینات و انانیت (من بودن) او محو شده و هیچ نشانه متمایزی از او در عالم کثرت باقی نمیماند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «مَقام» (مصوت کوتاه فتحه روی میم و قاف) و «بینِشانی» (مصوت کوتاه کسره زیر نون) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این عبارت بر اساس تعداد حروف (۱۱ حرف بدون احتساب فاصله) خودِ «مقام بی نشانی» یا اصطلاحات هممعنی نظیر «مقام فنا» است.
به انگلیسی
در متون عرفانی انگلیسی، برای انتقال این مفهوم از واژگانی استفاده میشود که بر نبود تعیّن، مرز و نشانههای هویتی دلالت دارند.
به عربی
در عرفان نظری و متون عربی محیالدین ابنعربی و دیگر پیروانش، از این حالت با عناوین مقام الفناء یا مرتبه غیبالمطلق نیز یاد میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی و عرفانی این تعبیر شامل واژههایی چون «مقام فنا»، «مقام محو»، «فناء فیالله» و «مرتبه غیبالغیوب» است که همگی بر از بین رفتن تشخص فردی دلالت میکنند.
نماد چیست
در ادبیات صوفیانه فارسی (بهویژه در آثار عطار و مولوی)، «سیمرغ» یا «عنقا» بزرگترین نماد مقام بینشانی هستند؛ پرندگانی که نامشان هست اما نشان و جسمی مادی در عالم ندارند. همچنین گم شدن قطره در اقیانوس نیز نماد این مرتبه است.
جمعبندی و توضیح کامل مقام بی نشانی
«مقام بینشانی» یکی از مفاهیم عمیق و کلیدی در عرفان اسلامی و تصوف است که به بالاترین مرتبهٔ سیر و سلوک و فناء فیالله اشاره دارد. این اصطلاح از ترکیب واژه عربی «مقام» (به معنی جایگاه و مرتبه) و واژه فارسی «بینشانی» ساخته شده و حاصل تلفیق زبان عرفان نظری با ادبیات پخته صوفیانه است. در این مرتبه، سالک از تمام تعینات، صفات و حتی خویشتنِ خویش تهی شده و به ذات احدیت متصل میگردد.
اگرچه این عبارت به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است، اما مفسران عرفانی آیاتی چون «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ» را اشاره به همین مفهوم محوِ هویتهای امکانی در برابر بقای ذات الهی میدانند. در اشعار حافظ، مولانا و عطار، این مقام به عنوان غایت قصوای سلوک توصیف میشود؛ جایی که دیگر هیچ «من» و «او»یی وجود ندارد و همهچیز در حقیقت مطلق حل میگردد.