یعنی چه
علمالروح اصطلاحی است که در طول تاریخ دو کاربرد متمایز داشته است؛ در گذشته به عنوان معادل علمالنفس یا همان روانشناسی امروزی به کار میرفته و در کاربردهای جدیدتر، به دانش بررسی پدیدههای ماورایی، ارواح مردگان و ارتباط با آنها (اسپریتیسم) اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب به صورت اضافهٔ عربی تلفظ میشود که در آن حرف لامِ «ال» خوانده نشده و تشدید روی حرف ر قرار میگیرد: عِلمُ الرّوح.
در جدول
پاسخ دقیق برای این اصطلاح در جدول، خود کلمه «علم الروح» است که ۸ حرف دارد. بسته به طراح جدول، ممکن است معادلهای آن مانند روانشناسی نیز مد نظر باشد.
به انگلیسی
ترجمه این واژه وابسته به بستر متن است؛ اگر منظور علم مطالعه ذهن باشد Psychology و اگر منظور پدیدههای روحی باشد Spiritism نامیده میشود.
به عربی
در زبان عربی مدرن، برای جنبههای معنوی و ارتباط با مردگان از ترکیب «علم الأرواح» و برای دانش روانشناسی از «علم النفس» استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی این اصطلاح با توجه به کاربرد آن، شامل «روانشناسی» و «علمالنفس» (در متون قدیمی) یا «روحپژوهی» و «ارواحشناسی» (در مباحث فراروانشناسی) است.
در قرآن
اصطلاح ترکیبی «علمالروح» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما کلمه «روح» بارها آمده است. نزدیکترین اشاره به محدودیت علم انسان در این باره، آیه ۸۵ سوره اسراء است: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحِ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا».
نماد چیست
این اصطلاح نماد واحدی ندارد. اگر به معنای روانشناسی باشد، نماد رسمی آن حرف یونانی سای (Ψ) است و اگر به معنای اسپریتیسم و ارتباط با ارواح باشد، ابزارهایی مانند تخته ویجا (Ouija) به عنوان نمادهای سنتی آن شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل علم الروح
واژه ترکیبی «علمالروح» یک اصطلاح چندبعدی با ریشه عربی است که وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی به عنوان معادل اولیه رشته روانشناسی یا همان علمالنفس فلسفی به کار میرفت. با این حال، با گذشت زمان و تحول زبان، کاربرد آن بیشتر به سمت مباحث فراروانشناسی، روحپژوهی و بررسی پدیدههای پس از مرگ و احضار ارواح (اسپریتیسم) متمایل شد.
در متون دینی و قرآنی، اگرچه علم مستقلی به این نام پایهگذاری نشده و تأکید شده که دانش انسان درباره حقیقت روح اندک است، اما در سنتهای عرفانی و فلسفی، اصطلاحاتی از این دست همواره برای تبیین ابعاد غیرمادی وجود انسان مورد بحث بودهاند. بنابراین، درک معنای دقیق علمالروح کاملاً به بستر تاریخی و متن مورد نظر بستگی دارد.