یعنی چه
نفور داشتن در زبان فارسی به معنی احساس انزجار، تنفر شدید و دوریگزینی طبع و روح از یک امر ناخوشایند است. این اصطلاح کنایه از حالت رمیدگی و عدم پذیرش قلبی دارد.
تلفظ
واژهٔ نَفور با فتح نون (نَ) تلفظ میشود که در نقش صفت به معنای رمنده و گریزان است، هرچند ریشهٔ مصدری آن در عربی نُفور (با ضم نون) نیز در متون قرآنی کاربرد دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «نفور داشتن» میتوان از پاسخهایی چون بیزاری، تنفر، انزجار یا کراهت استفاده کرد. خود این عبارت دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم نفور داشتن و تنفر قلبی از عبارات کاربردی مانند have aversion to یا افعال شدیدی نظیر abhor و detest استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی است. در زبان عربی فعل نَفَرَ مِن یا اِشْمَأَزَّ مِن دقیقاً حالت رمیدگی، رویگردانی و نفور داشتن را افاده میکند.
به فارسی
معادلهای خالص فارسی این ترکیب فعلی شامل واژههایی چون «بیزار بودن»، «گریزان بودن»، «دلزده بودن» و «رویگردانی» است که دوری طبع را نشان میدهند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، حیواناتی مانند آهو یا اسب چموش (توسن) نماد رمندگی و نفور بودن هستند. در مفاهیم عرفانی نیز این واژه نماد گریز طبع پاک از آلودگیها یا تقابل دوزخ و تاریکی با نور حق است؛ همانگونه که مولانا میگوید: «هر دو چون دوزخ ز نور دل نفور».
جمعبندی و توضیح کامل نفور داشتن
عبارت «نفور داشتن» یک ترکیب کنایی فعلی در زبان فارسی است که از واژهٔ عربی «نَفور» (به معنی رمنده و گریزان) و فعل کمکی «داشتن» ساخته شده است. این اصطلاح بیانگر حالت روحی و عاطفی شدیدی است که در آن فرد نه تنها از چیزی بدش میآید، بلکه تمایل دارد از آن فاصله بگیرد و به کلی رویگردان شود. مترادفهای بارز آن بیزاری، انزجار و کراهت هستند.
ریشهٔ این واژه (نفر) در قرآن کریم نیز به معنای رمیدن و تنفر شدید از حق به کار رفته است؛ برای مثال در سوره اسراء به رویگردانی و گریز با نفرت منکران از توحید اشاره میکند. در ادبیات فارسی، نفور داشتن بازتابدهندهٔ دوریگزینی عاطفی، اجتماعی یا حتی مذهبی است و نماد گریزپایی و عدم پذیرش به شمار میرود.