معنی
چمیدن در زبان فارسی به معنای خرامیدن، با ناز و غرور راه رفتن، و همچنین خم شدن و پیچوتاب خوردن ظریف بدن یا شاخههای درخت از روی طنازی و وقار است.
یعنی چه
این واژه نشاندهنده نوعی راه رفتن متکبرانه اما ظریف و زیباشناختی است که معمولاً به معشوق، سرو، یا طاووس نسبت داده میشود؛ حرکتی که همراه با جلوهگری است.
مترادف
واژههایی چون خرامیدن و تخرامیدن دقیقترین همپوشانی معنایی را با این فعل دارند و همگی بر حرکت همراه با وقار دلالت میکنند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول (چَ) و کسر میم (مِ) تلفظ میشود و مصدری از ریشه پهلوی و ایرانی باستان است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به پرسشهایی نظیر «با ناز راه رفتن» یا «خرامیدن»، واژه ۵ حرفی «چمیدن» یا صفت فاعلی آن یعنی «چمان» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی افعالی که حرکت نمایشی، با وقار یا متکبرانه را نشان میدهند، بهترین معادل برای چمیدن هستند.
به فارسی
برگردان و معادلهای روان این واژه در فارسی امروز، همان «با ناز و کرشمه راه رفتن» یا «خرامیدن» است که ریشه در اصالت زبان پارسی دارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، چمیدن نماد اصلی رفتار معشوق، جلوهگری طاووس و تکانهای موزون درخت سرو (سرو چمان) در باد است که مظهر زیبایی و غرور جوانی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل چمیدن
واژه «چمیدن» یکی از افعال اصیل، کهن و بسیار زیبای زبان فارسی است که ریشه در زبان ایرانی باستان دارد. این فعل در متون ادبی و شعر کلاسیک کاربرد فراوانی داشته و به معنای راه رفتن با ناز، خرامیدن و حرکت توأم با وقار و غرور است. در واقع، چمیدن تنها یک جابهجایی ساده نیست، بلکه حرکتی هنرمندانه و طنازانه را توصیف میکند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، صفت فاعلی این فعل یعنی «چمان» بسامد بالایی دارد؛ برای نمونه اصطلاح معروف «سرو چمان» در اشعار حافظ، به سروی اشاره دارد که در باغ به زیبایی و با ناز تکان میخورد و استعاره از معشوق خوشقدوقامت است. این واژه کاملاً پارسی بوده و کاربرد قرآنی یا روزمره ندارد، بلکه جزیی از گنجینه ادبیات منظوم است.