یعنی چه
در فرهنگهای لغت معتبر از جمله لغتنامه دهخدا، قرطمه به عنوان یک اسم خاص جغرافیایی (اعلام) ثبت شده است که به شهری باستانی در شبهجزیره ایبری اشاره دارد. همچنین احتمال دارد در زبان عامیانه یا به صورت بدخوانی، به عنوان شکل دگرگونشده یا اشتباه نوشتاری واژهٔ «قرمه» (گوشت خردشده و نگهداریشده) نیز به کار رود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در نقش اعلام و جغرافیای اندلس به صورت «قِرْطَمَة» است. در صورت خلط با واژگان دیگر یا گیاه گلرنگ (قرطم)، ممکن است به صورتهای دیگر نیز تلفظ شود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و به عنوان شهری تاریخی در اندلس یا شکل معرب نام باستانی آن شناخته میشود.
به انگلیسی
معادل دقیق انگلیسی این نام جغرافیایی Cártama است که امروزه شهری در استان مالاگای اسپانیاست. در صورتی که منظور واژهٔ قرمه باشد، از کلماتی مانند preserved meat استفاده میشود.
به عربی
این واژه در متون جغرافیایی کهن عربی به همین صورت «قرطمة» به عنوان شهری در اندلس متمایز از قرطبه ثبت شده است.
به فارسی
این واژه معادل معنایی مستقیم در فارسی اصیل ندارد زیرا یک نام معرب جغرافیایی است. با این حال، در فرضِ اشتباهِ عامیانه و گفتاری، معادل واژهٔ «قرمه» یا گوشت تکهتکهشده و سرخشده جهت نگهداری طولانیمدت تلقی میشود.
در قرآن
واژهٔ قرطمه هیچگونه کاربرد، ریشه یا پیشینهای در متن یا واژگان قرآنی ندارد.
نماد چیست
به عنوان اسم اعلام، نمادی از شهرها و مناطق تاریخی مسلمانان در اسپانیای کهن (اندلس) است. اگر آن را دگرگونشدهٔ واژهٔ قرمه بدانیم، نمادی از سنت آشپزی ایرانی و ذخیرهسازی گوشت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قرطمه
واژهٔ «قرطمه» در منابع معتبر لغت و فرهنگهای فارسی مانند لغتنامه دهخدا، به عنوان یک اسم خاص جغرافیایی (اعلام) ثبت شده است. این کلمه به شهری تاریخی و باستانی در منطقهٔ اندلس (اسپانیای امروزی) از توابع ناحیهٔ «ریّه» اشاره دارد که ریشهٔ آن از نام لاتین باستان در شبهجزیره ایبری گرفته شده و به زبان عربی وارد (معرب) گشته است. امروزه این مکان با نام «کارتاما» (Cártama) در استان مالاگای اسپانیا شناخته میشود و نباید آن را با شهر معروف «قرطبه» یا گیاه «قرطم» اشتباه گرفت.
از سوی دیگر، در ریشهشناسی عامیانه و تبادلات گفتاری، این واژه پتانسیل بالایی برای خلط شدن با واژهٔ اصیل «قرمه» یا «قورمه» دارد. در صورتی که منظور از قرطمه همان قرمه باشد، ریشهٔ آن به فارسی میانه بازمیگردد و به معنای گوشت خردشده و سرخشدهای است که برای نگهداری طولانیمدت آماده میشد. به همین دلیل، در تحلیل لغوی این کلمه همواره باید میان اصالت جغرافیایی آن و احتمال بدخوانی یا تحریف نوشتاری واژهٔ قرمه تفکیک قائل شد.