یعنی چه
این اصطلاح کنایی و زیبای ادبیات کلاسیک فارسی، به معنای صرف کردن انرژی و زمان برای کاری است که هیچ حاصل و ثمری ندارد. همچنین در مواردی کنایه از ادعای بیجا کردن یا حرف بیاساس زدن است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «باد» (با سکون دال) و «پیمودن» (مصدر مرخم یا کامل) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «کار بیهوده کردن» یا «کنایه از کار عبث» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات دیگری مانند 'ploughing the air' (شخم زدن هوا) نیز معادل ادبی دقیق آن هستند.
به عربی
این کنایات در زبان عربی دقیقاً همان مفهوم پوچی و دستخالی بودن از عمل را منتقل میکنند.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این اصطلاح شامل کنایاتی مثل «خاک بیختن»، «مشت بر سندان زدن» و «باد در کف داشتن» است که همگی مفهوم تلاش بیثمر را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، «باد» به دلیل ماهیت سیال و غیرقابل لمس خود نماد بیثباتی و فنا است؛ از این رو پیمودن و اندازه گرفتن آن با پیمانه، برترین نماد برای کارهای پوچ و بینتیجه انسانها به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل باد پیمودن
اصطلاح کنایی «باد پیمودن» یکی از تعابیر نغز و کهن در ادبیات کلاسیک فارسی است که از دو واژه اصیل ایرانی تشکیل شده است. واژهٔ «باد» از ریشه اوستایی و «پیمودن» از پارسی میانه به معنای اندازه گرفتن میآید. تصویرسازی این کنایه به فردی اشاره دارد که میخواهد حجم هوای سیال را با پیمانه بسنجد، کاری که در عمل غیرممکن و عبث است.
این عبارت در اشعار بزرگانی چون سعدی و نظامی برای تنبه دادن به انسانها دربارهٔ صرف کردن عمر در امور فانی و پوچ به کار رفته است. اگرچه این اصطلاح به صورت مستقیم در قرآن نیامده، اما از نظر مفهومی قرابت بسیار نزدیکی با تعابیری همچون «هباءً منثوراً» (خاکستر پراکنده در باد) دارد که نشاندهنده اعمال بینتیجه است.