یعنی چه
خاکپرست در مفهوم لغوی به معنای کسی است که زمین یا خاک را ستایش میکند، اما در ادبیات و عرفان فارسی کنایهایست از انسانهای دنیاگرا، مادیپرست و کسانی که دل به امور فانی، ناچیز و مادیات بستهاند و از معنویت غافل شدهاند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت خَکْپَرَست [xāk-parast] است که از دو جزء واژگانی «خاک» (با سکون کاف در ترکیب) و «پَرَست» (صفت فاعلی مرخم از پرستیدن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «خاکپرست» یا کنایه از دنیاپرست ۷ حرفی، خود واژه «خاک پرست» است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در انگلیسی بسته به سیاق متن از واژگان مربوط به مادیگرایی یا دنیاگرایی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحاتی که دلالت بر چسبیدن به زمین و مادیت دارند، به عنوان معادل این مفهوم به کار میروند.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای رساندن این مفهوم کنایی بیشتر از واژههای دال بر مادیگرایی و دنیاپرستی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و نزدیک به این واژه عبارتند از: دنیاپرست، مادیگرا، ظاهرپرست، مالپرست و اسیر مادیات. در واژهسازیهای همسنگ نیز واژههایی چون خاکسار یا خاکنشین (گاهی در معنای فروتنی) به چشم میخورند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، خاک نماد فنا، مرگ، ناچیزی و امور مادی است. از این رو، «خاکپرست» نمادِ بارزِ اسارت در چنگال جهان مادی، غفلت از حقایق آسمانی و معنوی، و چسبیدن افراطی به لذتهای زودگذر دنیاست؛ چنان که خاقانی میگوید: «دلا جهان همه باد است و خلق خاکپرست...».
جمعبندی و توضیح کامل خاک پرست
واژه «خاکپرست» یک ترکیب اصیل فارسی از اسم «خاک» و صفت فاعلی «پرست» است. اگرچه این کلمه به عنوان یک مدخل ثابت و پرکاربرد در واژهنامههای معیاری چون دهخدا تعریف بسیار محدودی دارد، اما در حوزه ادبیات و عرفان یک اصطلاح کنایی قوی محسوب میشود. در این بستر، اصلاً بحث بر سر پرستش فیزیکی خاک نیست، بلکه اشاره به انسانهایی دارد که غرق در مادیات شده و چشم بر امور معنوی و اخروی بستهاند.
این واژه در ساختار معمای جدول کلمات متقاطع دقیقاً ۷ حرف دارد و متضاد مفاهیمی مانند خداپرست، حقپرست و معناگرا است. همچنین در تحلیلهای قرآنی، گرچه عین این واژه وجود ندارد، اما با مفهوم کنایی آیه ۱۷۶ سوره اعراف (أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ به معنی کسی که به زمین و مادیات چسبید) قرابت معنایی بسیار نزدیکی دارد.