یعنی چه
طامس در لغت به معنی کسی یا چیزی است که اثری را محو و نابود میکند. همچنین به معنای امر ناپدید، پنهان، دور یا ستارهٔ کمنور و بیفروغ نیز به کار میرود. در تعابیر کنایی، «طامس القلب» به فرد دلمرده یا کسی که درک و آگاهیاش زایل شده، اشاره دارد.
تلفظ
این واژه به صورت فتح طاء، سکون الف، کسر ميم و سکون سین یعنی (طامِس) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طامس در جدول ۴ حرف دارد و پاسخهای جایگزین و معادل آن شامل پنهان، ناپدید و محوکننده است.
به انگلیسی
بسته به اینکه در نقش صفت (ناپدید و پنهان) یا در نقش اسم فاعل (محوکننده) به کار رود، معادلهای انگلیسی آن متفاوت است.
به عربی
در زبان عربی که ریشهٔ اصلی این واژه است، مترادفهای هممعنی بیشماری برای بخشهای مختلف معنایی آن وجود دارد.
به فارسی
برگردانها و برابرهای اصیل فارسی این کلمه شامل واژههایی چون ناپیدا، تاریک، پوشیده، زایلکننده و پاککننده اثر است.
نماد چیست
این واژه مفهومی از بین رفتن هویت، تاریکی و فساد ادراک را تداعی میکند. در اصطلاحات عرفانی و صوفیه، ریشهٔ این واژه (طمس) نماد از بین رفتن اوصاف بشری و محو شدن عادات در انوار ربوبیت یا همان مرتبهٔ فناء فی الله است.
جمعبندی و توضیح کامل طامس
واژهٔ «طامس» یک وامواژهٔ عربی در زبان فارسی است که از ریشهٔ ثلاثی مجرد «ط م س» اشتقاق یافته و در نقش اسم فاعل یا صفت به کار میرود. معنای اصلی آن پیرامون محور «محو کردن، از بین بردن نشانهها، ناپدید شدن و بینور گشتن» میچرخد. ترکیبات کنایی آن مانند «طامس القلب» در ادبیات به افراد دلمرده یا کسانی که بینش معنوی خود را از دست دادهاند، اشاره دارد.
اگرچه خود کلمهٔ «طامس» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما افعال و مشتقات ریشهٔ آن (مانند طُمِسَت به معنی بینور شدن ستارگان یا لَطَمَسْنَا به معنی محو کردن چشمان) در آیات مختلف برای بیان قدرت الهی و دگرگونیهای جهان به کار رفتهاند. در متون عرفانی نیز این مفهوم به مرتبهٔ پاک شدن از تعلقات دنیوی گره خورده است.