یعنی چه
عبارت «بسنده نیست» ترکیبی از صفت بسنده به معنای کافی و فعل منفی نیست است و زمانی به کار میرود که مقدار، توان یا عاملی برای برطرف کردن یک نیاز یا رسیدن به یک هدف مشخص، کم و ناکافی باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت بَسَندِه نِیسْت (basandeh nist) است که در آن واژهٔ بسنده به هاء بیان حرکت ختم میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «کافی نیست»، عبارت اصیل «بسنده نیست» به عنوان یک پاسخ ۹ حرفی دقیق شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم عدم کفایت و کم بودن، از این عبارات و صفات استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای منفی کردن صفت کفایت، از ترکیب غیر کاف یا ساختار فعلی لیس بکاف استفاده میکنند.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنی فارسی آن شامل ناکافی، کم، اندک، وافی نبودن و عدم تکافو است. این واژه کاملاً فارسی و اصیل است و ریشه در زبان پهلوی (wasandag) دارد.
نماد چیست
این عبارت یک ترکیب وصفی-فعلی انتزاعی است و نماد مادی یا تصویری خاصی در اساطیر ندارد، اما در متنهای ادبی و عرفانی نماد ضعف مقدار، قصور توان انسان یا نیاز مبرم به تکمیل شدن و جبران کمبودها است.
جمعبندی و توضیح کامل بسنده نیست
عبارت «بسنده نیست» یک ترکیب کاملاً فارسی، اصیل و فصیح است که از صفت «بسنده» (برگرفته از واژهٔ بس به معنی کافی همراه با پسوند فاعلی/صفتی ـَنده) و فعل منفی «نیست» تشکیل شده است. این واژه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین به معنای عدم کفایت، ناکافی بودن و کم بودن برای اقناع یا رفع یک نیاز مشخص کاربرد دارد. ریشهٔ تاریخی آن به زبان فارسی میانه (پهلوی) بازمیگردد که نشاندهنده قدمت و اصالت ساختار آن در ادب پارسی است.
اگرچه خود این ترکیبِ فارسی به صورت لفظی در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم معادل و ریشههای معنایی مثبت آن در آیات متعددی مانند «أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ» (آیا خدا برای بندهاش بسنده نیست؟) به کار رفته که نشاندهنده برابری دقیق مفهوم آن با واژگانی چون کفایت و حسب است. در ادبیات کهن فارسی نیز شاعرانی چون مسعود سعد سلمان از این تعبیر برای تاکید بر کمبودها یا عدم تکافوی مواهب مادی در برابر عظمت ممدوح بهره بردهاند.
این عبارت در ساختار طراحان جدول به عنوان یک کلید واژه ۹ حرفی دقیق شناخته میشود. از نظر نمادین، این ترکیب مظهر ناتمامی، کمبود، قصور و نیاز همیشگی به مکمل یا عامل جبرانکننده است و در متون تحلیلی و ادبی به جای واژههای وامگرفته از عربی (مانند ناکافی) تشخص ویژهای به متن میبخشد.