یعنی چه
خمپاره در اصطلاح نظامی به نوعی گلولهٔ انفجاری، سنگین و توخالی (مجوف) گفته میشود که درون آن با مواد منفجره و ترکش پر شده است. این پرتابه توسط سلاحی به نام خمپارهانداز با زاویهای عمودی و در یک مسیر منحنیشکل (قوسی) شلیک میشود. در گذشته، گاهی به خودِ سلاح پرتابکننده نیز که شبیه هاون بوده، خمپاره میگفتند. همچنین در مصارف تفریحی و آتشبازی، به نوعی گلوله که به هوا پرتاب شده و در آسمان با رنگهای مختلف میترکد، خمپاره میگویند.
ریشه
این واژه در اصل ساختاری مرکب دارد. در زبان عثمانی و متون قدیمی به صورت «قمباره» یا «قنباره» ضبط شده است که خود تغییریافتهٔ ترکیب فارسی «خُم» (به دلیل شکل خمرهای و هاونمانند سلاحهای اولیه) و «پاره» (به معنی تکه و بخش) است. این واژه به مرور زمان در زبان فارسی امروزی صیقل خورده و به شکل «خمپاره» درآمده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «خمپاره» دقیقاً ۶ حرف دارد. از دیگر نامهای قدیمی یا هممعنی آن که ممکن است در جدولها مورد نیاز باشد میتوان به قنباره، غنباره و هاوان اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به خودِ گلوله خمپاره از اصطلاحات Mortar shell یا Mortar bomb استفاده میشود، در حالی که واژه Mortar معمولاً به سلاح پرتابکننده (خمپارهانداز) دلالت دارد.
به عربی
در ارتشها و متون عربی، به گلولهٔ خمپاره «قذيفة الهاون» میگویند. واژه «هاون» به تنهایی برای سلاح خمپارهانداز استفاده میشود و «قذيفة» معنای کلی پرتابه یا گلوله را افاده میکند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، برای گلوله خمپاره از ترکیب Havan mermisi استفاده میشود و خود سلاح پرتابکننده را Havan مینامند.
نماد چیست
خمپاره در ادبیات پایداری، گزارشهای جنگی و فرهنگ معاصر، نمادی از خط مقدم نبرد، درگیری شدید، آتش سنگین و هجوم ناگهانی است. برخلاف موشک یا توپخانه که به دلیل برد بلندشان نماد جنگهای دورادور هستند، خمپاره به عنوان نمادی برای جنگهای نزدیک، دفاع شهری و سختیهای خط مقدم شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خمپاره
واژه خمپاره اصطلاحی با ریشهشناسی جالب در زبان فارسی است که از ترکیب دو کلمه «خم» و «پاره» شکل گرفته و به مرور زمان تغییر شکل یافته است. این کلمه در دو حوزه کاملاً متفاوت کاربرد دارد؛ کاربرد نخست و اصلی آن در علوم نظامی است که به نوعی پرتابه انفجاری توخالی و سنگین اشاره دارد که با زاویهای تند شلیک میشود تا مواضع نزدیک دشمن را هدف قرار دهد. کاربرد دوم آن در صنایع تفریحی و آتشبازی است که به گلولههای نورافشان صعودکننده اطلاق میشود.
از نظر معنایی، این واژه به دلیل ماهیت ابزاری و اسم ذات بودن، فاقد متضاد استاندارد در زبان فارسی است، اما مترادفهای کهنی همچون قنباره و غنباره دارد. در ابعاد فرهنگی و ادبیات معاصر نیز، خمپاره فراتر از یک ابزار جنگی، به نمادی برای نمایش خشونت عریان جنگ، خطوط مقدم نبرد و حملات ناگهانی بدل شده است که همواره فضا و اتمسفر تقابلهای نظامی نزدیک را در ذهن مخاطب تداعی میکند.