یعنی چه
«رمق» در لغت به معنای باقیماندهٔ جان و توان اندکی است که انسان را زنده نگه میدارد. اصطلاح «رمق نداشتن» کنایه از خستگی مفرط، بیجان بودن و نداشتن نای و نیروی حرکتی است.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت رَمَق (رَ مَ) به همراه فعل نداشتن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف به صورت «رمق نداشتن» (۹ حرف)، «بیرمق» یا «ناتوان» میآید.
به انگلیسی
برای انتقال این حس خستگی مفرط و بیرمقی در انگلیسی از اصطلاحات مربوط به تخلیه کامل انرژی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ریشه خود کلمه به صورت «لا رمق فیه» یا ترکیبات مضاف و مضافالیه برای بیان ضعف شدید استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای دقیق و سره فارسی برای این حالت شامل واژههایی چون بیحال بودن، نایِ کار نداشتن، خسته و درمانده بودن و از پا افتادگی است.
در قرآن
واژهٔ «رمق» یا مشتقات آن در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، مفهوم فقهی «سدّ رمق» (خوردن در حد زنده ماندن در شرایط اضطرار) به آیات اضطرار در قرآن مرتبط است، اما خود کلمه در متن کتاب نیامده است.
جمعبندی و توضیح کامل رمق نداشتن
اصطلاح «رمق نداشتن» یکی از ترکیبات کنایی و پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. واژه «رمق» در اصل به معنای آخرین نفسهای یک موجود یا باقیمانده حیاتی جان و روح است. وقتی در زبان فارسی عامیانه یا ادبی گفته میشود کسی رمق ندارد، به این معناست که تمام انرژی جسمانی یا روانی فرد تخلیه شده و او در آستانه ناتوانی کامل قرار گرفته است.
این عبارت در ادبیات فارسی نمادی از فرسودگی شدید، بیحالی مفرط و گاهی کمترین حد امید باقیمانده است. متضادهای آن کلماتی مانند قبراق، سرحال و پرانرژی هستند که نشاندهنده پویایی و حیات کامل فرد میباشند. بررسیها نشان میدهد این کلمه کاربرد مستقیم قرآنی ندارد، هرچند ترکیب فقهی آن یعنی سد رمق بسیار معروف است.