یعنی چه
منطق طیر در لغت به معنی «سخن گفتن پرندگان» یا «زبان مرغان» است. در اصطلاح ادبی و عرفانی، به زبان رازآلود و حقایق باطنی اشاره دارد که سالکان (مرغان) در مسیر رسیدن به حقیقت و کمال مطلق با یکدیگر یا با راهنمای خود در میان میگذارند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت مَنطِقُ الطَّیْر است که در شعر و زبان فارسی معمولاً با فک اضافه یا به صورت روان «منطقِ طیر» نیز خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلیدواژه در جدول «منطق طیر» با ۷ حرف است. نامهای دیگر این اثر مقامات الطیور یا لسان الطیر هستند.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی شاهکار عطار، بیشتر از عنوان تمثیلی مجمع پرندگان استفاده شده است.
به عربی
این عبارت کلاً یک ترکیب عربی است که از دو جزء مَنطِق (مصدر میمی به معنی سخن گفتن) و طَیْر (اسم جمع به معنی پرندگان) ساخته شده است.
به فارسی
معادل خالص و روان فارسی این ترکیب، «زبان مرغان»، «سخن پرندگان» یا «گفتار مرغان» میشود که مفهوم پیام و ارتباط رمزآلود پرندگان را میرساند.
در قرآن
این عبارت دقیقاً برگرفته از آیه ۱۶ سوره نمل است؛ جایی که حضرت سلیمان (ع) میفرماید: «وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّیْرِ...» (و سلیمان وارث داوود شد و گفت: ای مردم، به ما زبان پرندگان آموخته شده است).
نماد چیست
در فرهنگ عرفانی این واژه نمادهای عمیقی دارد: پرندگان (طیور) نماد ارواح انسانی و سالکان راه حق هستند که هر کدام ویژگی اخلاقی خاصی دارند. هدهد نماد پیر، مرشد و راهنمای مسیر است و سیمرغ نماد ذات حق، کمال مطلق و حقیقت غایی وجود است.
جمعبندی و توضیح کامل منطق طیر
منطق طیر در اصل یک ترکیب عربی به معنای «زبان پرندگان» است که ریشه در داستانهای قرآنی حضرت سلیمان (ع) دارد. با این حال، در فرهنگ و ادبیات فارسی، این عبارت بیش از هر چیز یادآور شاهکار حماسی و عرفانی عطار نیشابوری است که در قالب شعر، سفر تمثیلی پرندگان را برای یافتن پادشاهشان (سیمرغ) روایت میکند.
این اثر ماندگار با استفاده از زبان رمزآلود مرغان، مراحل هفتگانه سیر و سلوک عرفانی یا همان هفت وادی (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا) را به تصویر میکشد. در پایان داستان، پرندگانی که سختیهای راه را تحمل کرده و زنده میمانند (که تعدادشان سی مرغ است)، با نگریستن به سیمرغ درمییابند که حقیقت غایی و پادشاهی که در جستجویش بودند، چیزی جز خودِ واقعی و صیقلیافتهشان نبوده است.