یعنی چه
این عبارت به معنای امساک، خساست و خودداری از انفاق، اطعام یا یاری رساندن به مسافری است که در غربت و سفر، زاد و توشه خود را از دست داده و نیازمند حمایت مادی شده است.
تلفظ
این ترکیب از واژههای عربی تشکیل شده و به صورت واجبست مضاف و مضافالیه در زبان فارسی تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدول مربوط به خساست با مسافر غریب، عبارت ۱۲ حرفی «بخل به ابن سبیل» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از واژگان مربوط به خساست (Stinginess/Miserliness) در قبال مسافر درراهمانده (wayfarer/stranded traveler) استفاده میشود.
به عربی
ریشه این اصطلاح کاملاً عربی است و در متون فقهی و تفسیری به همین صورت یا با واژه «شُحّ» (بخل همراه با حرص) به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی آن شامل مواردی چون دریغداشتن یاری از مسافر، مضایقه از مسافر نیازمند و امساک از انفاق به ابناءالسبیل است.
در قرآن
این مفهوم از پیوند آیات قرآن کریم استخراج شده است؛ جایی که در آیه ۳۶ سوره نساء دستور به احسان به «ابن السبیل» داده شده و بلافاصله در آیه ۳۷، کسانی که بخل میورزند و مردم را به بخل فرمان میدهند، به شدت توبیخ شده و به عذابی خوارکننده تهدید شدهاند. همچنین در آیات سوره اسراء بر پرداخت حق ابنسبیل و دوری از بخل تاکید شده است.
جمعبندی و توضیح کامل بخل به ابن سبیل
عبارت «بخل به ابن سبیل» یک ترکیب تفسیری، اخلاقی و قرآنی است که از دو بخش «بخل» (به معنی خساست و خودداری از بخشش در جای لازم) و «ابن سَبِیل» (به معنی مسافری که در غربتِ سفر، مال خود را از دست داده و در راه مانده است) تشکیل میشود. این اصطلاح اگرچه به صورت یک واژه مستقل در لغتنامههای کهن ثبت نشده، اما معنای آن از ترکیب این دو واژه کاملاً آشکار است و به منع انفاق و یاری رساندن به مسافران بیپناه اشاره دارد.
در فرهنگ اسلامی و اخلاق قرآنی، بخل ورزیدن به ابنسبیل یکی از ناپسندترین رذایل اخلاقی و نمادی از قساوت قلب و بیاعتنایی به مسئولیتهای اجتماعی به شمار میرود. از آنجا که مسافر درراهمانده در محیطی غریب قرار دارد و دستش از خانه و خانوادهاش کوتاه است، دریغ کردن کمک از او نوعی سوءاستفاده از بیپناهی او تلقی شده و در آیات ۳۶ و ۳۷ سوره نساء و آیات سوره اسراء به شدت نکوهش شده است.