یعنی چه
آدم ناسپاس به فردی گفته میشود که در برابر لطف، نیکی، محبت یا نعمتهایی که از سوی دیگران یا خداوند به او رسیده است، حس قدردانی ندارد و پاسخ این نیکی را با بیتوجهی یا کفران میدهد. واژههایی مانند حقناشناس، ناشکر و نمکنشناس دقیقاً بازگوکننده این مفهوم هستند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «آدَم» (با فتح دال) و «ناسِپاس» (با کسر سین) تشکیل شده است که به صورت اضافه به هم متصل میشوند.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، عبارت «آدم ناسپاس» دقیقاً ۹ حرف دارد. همچنین ممکن است با توجه به تعداد حروف خواسته شده، معادلهای آن مانند نمکنشناس یا حقناشناس مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف صفت ناسپاسی از واژه ungrateful یا thankless استفاده میشود و به خودِ شخص ناسپاس، ingrate میگویند.
به عربی
در زبان عربی، تعبیر رایج برای آدم ناسپاس «ناکر الجمیل» (کسی که زیبایی و نیکی را انکار میکند) است. همچنین واژههای قرآنی و ادبی مانند کفور و کنود نیز برای این مفهوم به کار میروند.
در قرآن
ترکیب فارسی «آدم ناسپاس» در متن قرآن وجود ندارد، اما مفهوم آن به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. قرآن از چنین فردی با صفت «کَفُور» (مانند آیه ۶۷ سوره اسراء: وَکَانَ الْإِنْسَانُ کَفُورًا) و «کَنُود» به معنای کسی که نعمتها را کفران میکند (مانند آیه ۶ سوره عادیات: إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ) یاد کرده است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، آدم ناسپاس نماد بارز فراموشکاری اخلاقی و بیوفایی است. این مفهوم در ضربالمثلها به «مارِ آستین» (ماری که جان پرورشدهنده خود را میگیرد) یا کسی که «نمک میخورد و نمکدان میشکند» تشبیه میشود. در روایات کهن نیز شخصیتهایی مانند قارون یا ضحاک نمادهایی از ناسپاسی به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل آدم ناسپاس
عبارت «آدم ناسپاس» در زبان و ادبیات فارسی به کسی اطلاق میشود که نسبت به خوبیها، فداکاریها و نعمتهایی که از جانب دیگران یا پروردگار به او ارزانی شده، بیتوجه است و مراتب شکرگزاری را به جا نمیآورد. این مفهوم که ریشه در پیشوند منفیساز «نا» و واژه کهن فارسی «سپاس» (به معنی خدمت و حقشناسی) دارد، نشاندهنده یکی از نکوهیدهترین صفات اخلاقی در جامعه و فرهنگ ایرانی است.
در متون دینی و اخلاقی، ناسپاسی مایه زوال نعمت و گسستن پیوندهای عاطفی و اجتماعی دانسته شده است. در فرهنگ عامه نیز مواجهه با چنین افرادی همواره با تلخی همراه بوده و با تعابیر تندی مانند نمکنشناسی سرزنش شده است؛ چرا که مخدوش شدن رسم قدردانی، انگیزه نیکی کردن در جامعه را کمرنگ میکند.