یعنی چه
عبرد یک واژهٔ کهن و بسیار نادر اصالتاً عربی است که به کتابهای لغت فارسی راه یافته است. این کلمه برای توصیف زیبایی، سپیدی، نرمی و لطافت شدید بهکار میرود و به دختر نازکاندام، شاخه یا ساقهٔ نرم گیاه، و گوشت لرزان اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه در متون کهن عربی و لغتنامههای فارسی عمدتاً بهصورت عُبْرُد یا عُبُرُد (و گاه عُبَرِّد) ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً «عبرد» است که از ۴ حرف تشکیل شده و بهعنوان معادل واژههایی چون دختر سپیدرو یا شاخهٔ نرم کاربرد دارد.
به انگلیسی
با توجه به بافت معنایی واژه در توصیف انسان یا گیاه، معادلهای انگلیسی آن بر مفاهیمی چون ظرافت، نرمی و شکنندگی دلالت دارند.
به فارسی
در برگردان دقیق به فارسی معیار، میتوان از واژههایی نظیر نازکرو، سپیدرو، لرزانظاهر، ساقهٔ ترد و گیاه ضعیف برای رساندن مفهوم آن استفاده کرد.
در قرآن
واژهٔ عبرد در لغت عرب فصیح و ادبیات کهن وجود دارد، اما جزء واژگان قرآنی به شمار نمیرود و هیچ کاربردی در کتاب مقدس اسلام ندارد.
نماد چیست
در تصویرسازیهای ادبی کهن، این واژه نمادی از زیبایی ظریف و لرزان (مانند اندام یا ساقه گیاه) است و گاهی نیز بهعنوان نمادی از ضعف و نازکی (در خصوص علف کمکیفیت) کاربرد دارد.
جمعبندی و توضیح کامل عبرد
واژهٔ «عبرد» یک کلمهٔ بسیار نادر، مهجور و اصالتاً عربی است که از طریق فرهنگهای لغت کهن (مانند منتهیالارب و لغتنامه دهخدا) به زبان فارسی راه یافته است. ریشهٔ این واژه رباعی مجرد (ع-ب-ر-د) است و در زبان مبدا به هر چیز نرم، لرزان و لطیفی اطلاق میشده است.
این کلمه در ادبیات سنتی کاربردهای گوناگونی داشته که رایجترین آنها توصیف دختری سپیدرو، نازکبدن و لرزاناندام است. علاوهبر این، برای اشاره به شاخههای نرم و تازهٔ درختان، گوشت و پیه لرزان، و همچنین گیاهان باریک و کمکیفیت نیز به کار میرفته است و بهطور کلی تجسمی از انعطاف و ظرافت شدید است.
امروزه این واژه هیچگونه کاربرد رایجی در فارسی معیار یا گفتاری ندارد و بیشتر در طرح معماها، جدول کلمات متقاطع و پژوهشهای لغوی متون کهن مورد توجه قرار میگیرد. همچنین این کلمه در متن قرآن کریم و مشتقات قرآنی جایگاهی ندارد.