یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح و کنایه ادبی است. عَلَم به معنای پرچم و درفش لشکر است و علم افکندن کنایه از فروپاشی شیرازه سپاه، عاجز شدن، تسلیم شدن و تن به شکست دادن است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت فتح ع و ل در واژه اول (عَلَم) و فتح الف، سکون ف، فتح کاف و سکون نون در واژه دوم (اَفْکَنْدَنْ) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر علم افکندن (۹ حرف)، تسلیم شدن (۹ حرف) یا سپر انداختن به عنوان پاسخ قرار میگیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد واقعی یا کنایی، از معادلهای رسمی یا اصطلاحات ورزشی/نظامی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از عبارت إلقاء الراية برای معنای تحتاللفظی و دقیقاً معادل کنایه فارسی استفاده میشود.
به فارسی
واژهها و عبارات مترادف فارسی آن شامل علم انداختن، سپر انداختن، تن به شکست دادن، عاجز شدن و رو گرداندن از کارزار است.
نماد چیست
در فرهنگ و نظام نظامی قدیم، پرچم یا علم نماد هویت، انسجام و قدرت یک سپاه بود؛ از این رو افکندن آن نماد قطعی پذیرش شکست و فروپاشی قدرت به شمار میرفت.
جمعبندی و توضیح کامل علم افکندن
عبارت «علم افکندن» یک فعل مرکب کنایی و اصطلاحی در ادبیات کلاسیک فارسی است. در میدانهای جنگ قدیم، پرچم (عَلَم) نقشی حیاتی در حفظ روحیه و هدایت سربازان داشت. تا زمانی که علم برافراشته بود، جنگ ادامه داشت؛ اما با پایین آمدن یا افتادن علم، شیرازه سپاه از هم میپاشید. به همین دلیل، این اصطلاح به مرور زمان معنایی مجازی یافته و به عنوان کنایهای از تسلیم شدن، شکست خوردن و دست کشیدن از مبارزه به کار رفته است.
این ترکیب از نظر ریشهشناسی ساختاری دوگانه دارد؛ واژه «عَلَم» ریشهای عربی به معنای نشانه و پرچم دارد و «افکندن» فعلی با اصالت فارسی میانه (پهلوی) به معنای انداختن است. در متون کهن گاهی به معنای واقعی (نصب کردن و برافراشتن پرچم برای شروع نبرد) نیز به کار رفته، اما کاربرد کنایی آن به معنای پذیرش عجز و مغلوب شدن در ادبیات بسیار رایجتر است.
شایان ذکر است که این ترکیب کنایی اصطلاحی کاملاً ابداعی در زبان و ادبیات فارسی است و در متون دینی مانند قرآن به صورت مستقیم و ترکیبی وجود ندارد، هرچند که مفرد واژه «اعلام» در قرآن به کار رفته است. امروزه در حل جدولها و تحلیلهای متون شعر و نثر کهن، این واژه نماد بارز اعتراف به شکست و پایان مقاومت شناخته میشود.