یعنی چه
دمقس در لغتنامههای کهن به معنای ابریشم سفید، حریر، دیبا یا ریسمان و تار حاصل از پیلهٔ کرم ابریشم (بهویژه ابریشم خام) است. همچنین به هر نوع پارچه بسیار لطیف، ظریف و ارزشمند نیز اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی و عربی به صورت دِمَقْس (با کسر دال، فتح میم و سکون قاف) تلفظ میشود. در برخی متون کهن به صورت دِمَقْص یا دِمْقاس نیز ضبط شده است.
در جدول
کلمه دمقس دقیقاً ۴ حرف دارد و در حل جدولهای متقاطع به عنوان طراحان سوال برای گزینههایی چون ابریشم خام، حریر سفید و پارچه گرانبها استفاده میشود.
به انگلیسی
در ترجمه به زبان انگلیسی، بسته به کاربرد متنی، از واژگان مربوط به ابریشم و فرآوردههای بافندگی آن استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی و آذربایجانی واژه ایپک معادل مستقیم ابریشم است که مفهوم دمقس را میرساند.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای متعددی برای این مفهوم وجود دارد. ابریشم (به ویژه ابریشم سفید و خام)، قز، دیبا، پرند و پرنیان از دقیقترین برگردانهای فارسی این کلمه در متون ادبی هستند.
نماد چیست
دمقس در ادبیات کلاسیک فارسی و عربی به عنوان نمادی برای توصیف پوست یا بافت بسیار لطیف، زیبایی، نرمی اغراقآمیز، و همچنین مظهری از ثروت و تجمل شاهانه به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دمقس
واژه «دمقس» یک کلمه کهن و تخصصی است که از طریق زبان عربی (به صورت معرب) وارد ادبیات کلاسیک فارسی شده است. بررسیهای لغوی نشان میدهد ریشه نهایی آن احتمالاً به واژه یونانی Metaxa به معنی ابریشم خام بازمیگردد. این کلمه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و لسانالعرب به معنای ابریشم سفید، حریر و نخ پیله کرم ابریشم تعریف شده است.
اگرچه این واژه در متن قرآن کریم نیامده است (و در آنجا از کلمات همتراز مانند حریر و استبرق استفاده شده)، اما در شعر و نثر کهن فارسی کاربرد داشته و نمادی از پاکی، سپیدی، ثروت و لطافت بیحد بوده است. اصطلاحاتی چون «مدمقس» نیز به معنی جامه بافته شده از این نوع ابریشم از همین ریشه مشتق شدهاند.
در زبان فارسی امروز، دمقس واژهای منسوخ یا بسیار ادبی محسوب میشود که در محاورات روزمره کاربردی ندارد و بیشترین مواجهه مخاطبان با آن، در متون تصحیحشده قدیمی یا به عنوان یک کلمه چهارحرفی خاص در جدولهای کلمات متقاطع است.