یعنی چه
واژه مغلوله شکل مؤنث «مغلول» و مشتق از ریشه عربی «غلّ» است. این کلمه در معنای حقیقی به شیء یا فردی اشاره دارد که با طوق، غل یا زنجیر بسته شده و تحت اسارت و محدودیت قرار گرفته است. در کاربرد استعاری و مجازی، این واژه برای توصیف افراد سختگیر در انفاق، تنگدست یا بسیار خسیس و بخیل به کار میرود.
تلفظ
این واژه بر وزن مفعولة قرائت میشود؛ با فتح میم، سکون غین، ضم لام و تلفظ هاء تأنیث در انتهای کلمه که در زبان فارسی معمولاً به صورت صامت ساکن یا مصوت کوتاه پیش از وقف بیان میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و کلیدهای راهنما، برای پرسشهایی با عنوان «بسته و زنجیرشده» یا «دستبسته» که پاسخی ۶ حرفی میطلبند، واژه «مغلوله» به عنوان پاسخ اصلی شناخته میشود.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی، برای مفاهیم فیزیکی و واقعی اسارت از واژههای Chained یا Fettered استفاده میشود و برای اشاره به کنایه ادبی آن در زمینه بخل، واژه Stingy مناسب است.
به فارسی
معادلهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل کلمات دستبسته، محبوس، مقید و زنجیرشده هستند. در متون کهن مکتوب و ادبیات عرفانی نیز مفاهیمی همچون خسیس، تنگنظر و ممسک به عنوان برگردانهای مجازی آن شناخته میشوند.
در قرآن
این کلمه دقیقاً دو بار در قرآن کریم به کار رفته است. بار اول در آیه ۲۹ سوره اسراء («وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ») که انسان را از بخل و افراط در امساک بازمیدارد. بار دوم در آیه ۶۴ سوره مائده («وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ») که در پاسخ به ادعای باطل یهود مبنی بر بسته بودن دستِ بخشش و قدرت الهی نازل شده است.
نماد چیست
در ساحت فرهنگ ادبی و نشانه شناسی متون دینی، مغلوله از یک سو نماد بارز اسارت، سلب اختیار و محدودیتهای مادی و معنوی به شمار میرود، و از سوی دیگر در بستر اخلاق و معرفت، مظهر بسته بودن دستِ کرم، تنگنظری و خساست شدید درون انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل مغلوله
واژه مغلوله اصالتاً ریشهای عربی دارد و شکل مؤنث کلمه مغلول است که از ثلاثی مجرد «غلّ» اشتقاق یافته است. این کلمه در لغت به معنای طوق یا زنجیری است که بر گردن یا دست فرد قرار میدهند تا آزادی حرکت را از او سلب کنند. به همین ترتیب، حالت شیء یا فردِ به زنجیر کشیده شده را مغلوله مینامند.
در فرهنگ معارف اسلامی و متون کهن ادبی فارسی، این واژه فراتر از معنای فیزیکی خود رفته و ابعادی استعاری به خود گرفته است. بر اساس آیات قرآن کریم، تعبیرِ بستهشدن دست به گردن (مغلوله بودن دست) به عنوان کنایهای بلیغ از بخل شدید و امتناع از انفاق و بخشش کاربرد دارد که نشاندهنده گره خوردن این مفهوم با رذایل اخلاقی نظیر خسیس بودن است.
در مجموع، مغلوله کلمهای ششحرفی با بار معناییِ سنگینِ برخاسته از اسارت و مضایقه است. این واژه هم در ادبیات منثور و منظوم فارسی به عنوان نشانهای از تنگنا، قید و بندهای بیرونی یا درونی مطرح میشود و هم در حل جداول کلمات متقاطع، گزینهای دقیق برای مفاهیم مربوط به محبوس و دربند بودن است.