یعنی چه
بینمود در زبان فارسی به ویژگی یا حالتی اشاره دارد که هیچگونه ظهور، تجلی، ابهت یا رونق محسوسی ندارد؛ چیزی که پنهان است یا در عالم ماده و واقعیت به چشم نمیآید و بیارزش و بیقدر تلقی میشود.
تلفظ
این کلمه از پیشوند سلبی «بی» (bī) و واژهٔ «نمود» (nemūd) تشکیل شده و به صورت پیوسته یا با نیمفاصله تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات و حل جدولهای متقاطع، پاسخ این مدخل دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از معادلهای فوق برای انتقال مفهوم بینمود استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از ترکیبات نفی ظهور یا کلماتی که به پنهانی و بیرونقی اشاره دارند استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی این واژهها بیشترین قرابت معنایی را با بینمود دارند.
نماد چیست
هرچند این کلمه در فرهنگ عمومی نماد اصطلاحی خاصی نیست، اما در متون ادبی و عرفانی فارسی، در تقابل با «نمود» (جهان محسوس و تجلی یافته)، به عنوان سمبل و نماد جهان ماوراء، حقیقت پنهان، ذات غیبی و عدمِ تجلی در عالم ماده به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بی نمود
واژهٔ «بینمود» یک صفت مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند سلبی «بیـ» به معنای بدون و فاقد، و اسم مصدر «نمود» از ریشه نمودن به معنای جلوه، ظهور و نشان دادن ساخته شده است. این واژه به چیزی اشاره دارد که در عالم واقعیت یا در دیدگاه بیننده، رونق، ابهت، آشکارگی یا جلوهٔ خاصی ندارد و به صورت پنهان یا ناپدید باقی مانده است.
در حوزهٔ ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران، بینمود جایگاه معنایی عمیقتری پیدا میکند؛ در این بستر، کلمه تمثیلی از ذات باریتعالی، عالم غیب یا حقایق پنهانی است که فراتر از ادراک حسی و ظواهر مادی جهان هستند. در مقابل، واژهٔ «نمود» نمایندهٔ جهان محسوس، متجلی و مادی است. همچنین در کاربردهای کنایی، این کلمه میتواند به معنای بیارزش، کمفروغ یا بیسکه نیز به کار رود که نمونهای از آن در اشعار معاصر و تفاسیر منظوم مشهود است.