معنی
در اصطلاح شرع و دین، فسق به معنای رفتن از حدود شرع و اخلاق و شکستن حریم احکام الهی است. این واژه در اصلِ لغت به معنای بیرون آمدن هسته خرما از پوستش به کار میرفته و سپس به خروج انسان از مدار طاعت تعمیم یافته است.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی دچار فسق شده، یعنی از مسیر هدایت، عقل و شرع خارج شده و مرزهای قانون الهی و اخلاق را شکسته است.
مترادف
این کلمات همگی بر مفهوم تمرد از حق و انجام کارهای ناپسند دلالت دارند.
متضاد
این مفاهیم در نقطه مقابل فسق قرار دارند و نشاندهنده پایبندی به حدود الهی و اخلاقی هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی در زبان عربی و فارسی از یک ریشه اشتقاق یافتهاند و معنای نافرمانی را در خود دارند.
ریشه
این واژه از ریشه سه حرفی عربی «ف - س - ق» گرفته شده است. معنای لغوی اولیه آن بیرون پریدن یا خارج شدن هسته خرما از پوسته آن است که مجازاً برای خروج از دین و طاعت به کار میرود.
تلفظ
این کلمه با کسره حرف فاء و سکون سین و قاف تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای طاعتگریزی، گناهکاری یا خروج از دین استفاده میشود.
به انگلیسی
با توجه به سیاق متن میتوان از واژههای sin یا depravity نیز استفاده کرد.
به عربی
خود واژه فسق اصل عربی دارد و در این زبان به طور گسترده استفاده میشود.
در قرآن
واژه فسق و مشتقات آن بارها در قرآن کریم آمده است. در فرهنگ قرآنی، این واژه برای کسانی به کار میرود که از فرمان خدا سرپیچی میکنند؛ مانند آیه ۵۰ سوره کهف در داستان ابلیس: «...كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ...» یعنی او از جن بود، پس از فرمان پروردگارش خارج شد. مصادیقی چون پیمانشکنی و تهمت نیز در قرآن از نشانههای فسق شمرده شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل فسق
واژه «فسق» یکی از اصطلاحات کلیدی در فرهنگ لغت، فقه و معارف اسلامی است که در اصلِ ریشه لغوی خود به معنای خروج هسته خرما از پوسته خود یا برهنه شدن از غلاف است. این معنای مادی، در گذر زمان به یک مفهوم انتزاعی و اخلاقی تبدیل شده و برای افرادی به کار میرود که با نافرمانی و ارتکاب گناه، از جاده مستقیم شرع و طاعت الهی خارج میشوند و پوشش محافظ تقوا را از دست میدهند.
در متون دینی و قرآنی، فسق دایره وسیعی را شامل میشود که از گناهان جزئی و متعارف آغاز شده و در سیر نزولی خود میتواند به کفر و نفاق مطلق ختم شود. انسان فاسق در حقیقت مرزهای اخلاق و تعادل معنوی را میشکند. اگرچه این واژه نماد مادی یا جانوری خاصی ندارد، اما مفسران آن را نمادی از برهنگی باطنی و دوری از هدایت میدانند.