یعنی چه
شرقشناسی (Orientalism) در معنای کلاسیک، رشتهای دانشگاهی در غرب برای مطالعه زبانها، تاریخ و فرهنگ آسیا و خاورمیانه است. در معنای مدرن و انتقادی (بهویژه پس از نظریات ادوارد سعید)، به رویکردی سیاسی و گفتمانی اشاره دارد که کلیشههایی خاص از شرق برای توجیه سلطه غرب میسازد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [شَ رْ قْ شِ ن ا س ی] است که از ترکیب دو واژه شرق و شناسی ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ واژههایی مانند «مطالعه فرهنگ مشرقزمین» یا «خاورشناسی»، کلمه ۸ حرفی «شرق شناسی» یا ۷ حرفی «استشراق» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Orientalism بیشتر به جریان فکری و نقد پسااستعماری اشاره دارد و Oriental Studies حوزه آکادمیک و سنتی آن را توصیف میکند.
به فارسی
معادلهای اصیل و پرکاربرد این واژه در زبان فارسی «خاورشناسی» و «شرقپژوهی» هستند که به همین مفهوم اشاره دارند.
در قرآن
خود واژه شرقشناسی یا معادل عربی آن (الاستشراق) پدیدهای مدرن بوده و در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه ثلاثی آن مانند «المشرق» و «المغرب» (مانند آیه ۱۱۵ سوره بقره) برای اشاره به جهتهای جغرافیایی و قدرت الهی به کار رفته است.
نماد چیست
واژه شرق به صورت نمادین مظهر طلوع خورشید، روشنایی و آغاز تمدن است. اما در رویکرد شرقشناسانه غربی، نقاشیهای حرمسراها، صحراها و المانهای اگزوتیک به نمادهای بصری این جریان تبدیل شدند.
جمعبندی و توضیح کامل شرق شناسی
شرقشناسی مفهومی چندلایه است که تاریخچهای طولانی در تعاملات فکری میان شرق و غرب دارد. در ابتدا، این واژه به تلاشهای علمی و دانشگاهی دانشمندان اروپایی برای رمزگشایی از زبانها، متون کهن، ادیان و تاریخ کشورهای آسیایی و خاورمیانه اطلاق میشد که به شناخت بیشتر این فرهنگها در جهان کمک کرد.
با این حال، در دوران معاصر و با انتشار نظریات منتقدانی چون ادوارد سعید، شرقشناسی با نگاهی انتقادی بازتعریف شد. امروزه این اصطلاح علاوه بر بعد علمی، به عنوان یک گفتمان قدرت شناخته میشود که در آن غرب با ایجاد کلیشههای ایستا و غیرواقعی از جوامع شرقی، زمینههای فرهنگی سلطه استعماری خود را فراهم میساخت.