یعنی چه
خمستان در لغت به معنی جایی است که خمرههای شراب را در آن نگهداری میکنند (خمخانه یا میکده). همچنین در متون کهن به معنای کوره و کارگاه سفالپزی یا خشتپزی نیز به کار رفته است. علاوه بر این، خمستان نام مناطقی جغرافیایی در استانهای لرستان و مرکزی است.
تلفظ
این واژه به صورت خُمِستان (Khomestān) تلفظ میشود که از ترکیب خُم و پسوند مکانساز سِتان تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ ۶ حرفی برای کلماتی همچون خمخانه، میکده یا کوره سفالپزی در جدول، واژه «خمستان» است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه در متن، معادلات انگلیسی آن متفاوت است.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به معنای میخانهای این واژه از معادلهای فوق استفاده میشود.
به فارسی
واژههای هممعنی و برگردانهای دقیق فارسی آن شامل خمخانه، خمکده، میکده و کوره یا داش سفالپزی است.
در قرآن
خمستان واژهای کاملاً فارسی و اصیل است و هیچگونه کاربرد لفظی یا مستقیمی در متن قرآن مجید ندارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و اشعار شاعرانی چون خاقانی و منوچهری، خمستان نمادی از بادهنوشی، سرمستی، شهود عرفانی و تقابل با زهد قشری و دنیاگرایی است.
جمعبندی و توضیح کامل خمستان
واژه «خمستان» یک واژه کهن، اصیل و چندمعنایی در زبان فارسی است. این کلمه از ترکیب واژه «خُم» (به معنی ظرف بزرگ سفالی) و پسوند مکانساز «ـستان» به دست آمده و در وهله اول به معنی جایگاه نگهداری خمرههای شراب یا همان میکده و خمخانه است. در کاربردهای دیگر ادبی و تاریخی، این واژه به کورههای سفالپزی و خشتپزی نیز اطلاق میشده است.
علاوه بر جنبه لغوی و ادبی، خمستان یک اسم خاص جغرافیایی نیز به شمار میرود و نام روستاهایی در بخش الیگودرز استان لرستان و بخش شازند استان مرکزی است. در شعر کلاسیک فارسی، این واژه بار معنایی عرفانی و نمادین دارد و نمایانگر رهایی از بند تعقل ظاهری و رسیدن به مستی عشق است.