یعنی چه
عبارت «بر نمیتابد» شکل مضارع منفی از مصدر «برنتافتن» یا «برنتابیدن» است. این واژه در زبان فارسی امروز به معنای عدم پذیرش، طاقت نیاوردن در برابر فشار، انتقاد یا یک وضعیت خاص، و نیز رد کردن چیزی به کار میرود. در کاربردهای کهن نیز گاه به معنای پرتونفشانی نکردن و نتافتن نور بوده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت فعلی با باز شدن حرف ب (بَر)، فتح ن (نَ)، کسر م (مِی) و کشش مصوت آ در بخشهای بعدی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «بر نمی تابد» به عنوان پاسخ ۹ حرفی برای راهنماهایی همچون «طاقت نمیآورد» یا «تحمل نمیکند» شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از افعالی که نشاندهنده عدم تحمل یا پذیرا نبودن یک موقعیت هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال نفی از ریشههای حمل، قبل و طوق به خوبی این معنای عدم طاقت و رد کردن را منتقل میکنند.
به فارسی
واژههای مترادف و هممعنی فارسی آن شامل مواردی چون پذیرا نمیشود، رد میکند، مدارا نمیکند و تن نمیدهد است. این کلمه از پیشوند فعلی «بر» و فعل «تابد» (از ریشه باستانی تف یا تاپ به معنی گرم شدن و مجازاً طاقت داشتن) ساخته شده است.
نماد چیست
این عبارت یک فعل انتزاعی است و نماد تصویری یا اسطورهای خاصی ندارد، اما در ادبیات مظهر و نماد عدم تسلیم، ناتوانی در تحمل ظلم، یا برخورداری از ظرفیت محدود در برابر یک جریان (مانند نور یا حقیقت) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بر نمی تابد
عبارت «بر نمیتابد» از ساختارهای فعلی اصیل و پرکاربرد در زبان فارسی امروز است که ریشه در واژه باستانی «تاپ» یا «تف» دارد؛ ریشهای که در ابتدا معنای گرما و سوختن داشت و در تطور زبانی به معنای توانایی، طاقت و تحمل دست یافت. پدیدار شدن پیشوند «بر» در کنار مضارع منفی این ریشه، امروزه مفهوم قاطعِ «عدم تحمل و رد کردن یک وضعیت» را میسازد.
این واژه عمدتاً در لحنهای جدی، ادبی و مطبوعاتی به کار میرود؛ برای مثال وقتی میگویند «او انتقاد را برنمیتابد»، به این معناست که شخص هیچگونه نقدی را پذیرا نیست و زیر بار آن نمیرود. در ساختار کلمات همخانواده، این فعل با واژههایی چون تابش، بیتابی، برتافتن و طاقت پیوند وثیقی دارد.