یعنی چه
«مکفی گردیدن» یک ترکیب فعلی ادبی و کهن در زبان فارسی است که به معنای تکافو کردن، بس بودن، صورت پذیرفتن و برطرف شدن کامل یک نیاز یا امر به کار میرود. در متون قدیمی گاهی به معنی از میان رفتن و ریشهکن شدن یک شر یا حادثه نیز دیده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت مُکْفی (مفرد با ضمه م و سکون ک) گَرْدیدَنْ (فعل مرکب) است.
در جدول
این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «کافی شدن» یا «به انجام رسیدن» به کار میرود و دقیقاً ۱۰ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، میتوان از معادلهای بالا برای رساندن مفهوم تکافو و اتمام کار استفاده کرد.
به عربی
واژه «مکفی» از ریشه عربی (ک-ف-ی) گرفته شده است، هرچند ساختار مفعولی آن در عربی فصیح معنای دیگری دارد و در فارسی مجعول است.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این ترکیب شامل «بس بودن»، «تکافو کردن»، «به سرانجام رسیدن» و «کامل شدن» است.
نماد چیست
این عبارت یک فعل مرکب انتزاعی است و نماد مادی یا تصویری خاصی ندارد؛ اما در متون ادبی و نشانهشناختی، استعاره از تحقق کامل تقدیر، حل کامل یک مسئله و رسیدن کار به مرحله کمال و بینیازی است.
جمعبندی و توضیح کامل مکفی گردیدن
عبارت «مکفی گردیدن» از ترکیب واژه «مکفی» (برگرفته از ریشه عربی ک-ف-ی به معنای کفایت) و فعل فارسی «گردیدن» ساخته شده است. طبق نظر زبانشناسانی چون دکتر ابوالحسن نجفی، واژه «مکفی» با این معنا یک ساختار مجعول و فارسیسازیشده است، چرا که در عربی فصیح از کلمه «کافی» استفاده میشود. با این حال، این ترکیب در نثر کلاسیک و ادبی فارسی جایگاه ویژهای یافته است.
استفاده از این عبارت در متون کهن نظیر کلیله و دمنه نشاندهنده کاربرد آن در معنای به سرانجام رسیدن امور و رفع نیازهاست. این فعل مرکب به خوبی مفهوم بینیازی، اتمام کار و کفایت یک موضوع را در زبان سان و شیوا منتقل میکند.