یعنی چه
این عبارت در ادبیات فارسی به دو صورت لازم و متعدی به کار میرود؛ یکی به معنی سکوت اختیار کردن و دم فروبستن خود شخص، و دیگری به معنی خاموش کردن و مانع سخن گفتن دیگران شدن.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت گشوده در بخش اول و سکون در انتهای هجاهاست: زَبان (za-bān) بَر (bar) بَستَن (bas-tan).
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، این عبارت دقیقاً ۱۰ حرف دارد و با مفاهیمی چون خاموشی گزیدن یا لب فروبستن هممعنی است.
به انگلیسی
برای حالت لازم (ساکت شدن) از اصطلاحات کنایی مانند hold one's tongue و برای حالت متعدی (کسی را ساکت کردن) از فعل silence استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی بسته به کاربرد لازم یا متعدی، از واژگانی چون صمت برای سکوت خودخواسته و إخراس برای اجبار دیگری به سکوت استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه عبارتند از: سکوت کردن، لب فروبستن، خاموش شدن و در متون کهن به صورت زبان دربستن نیز ضبط شده است. متضاد آن نیز زبان برگشودن یا لب به سخن باز کردن است.
در قرآن
عبارت «زبان بربستن» به صورت تحتاللفظی در متن عربی قرآن کریم وجود ندارد؛ اما مفهوم آن یعنی روزه سکوت و خویشتنداری از کلام، در آیاتی مانند آیه مربوط به حضرت مریم (صَوْماً لِلرَّحْمٰن) و حضرت زکریا تجلی یافته است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، زبان بربستن نمادی از عقلانیت، دوری از بیهودهگویی و حفظ اسرار است. همچنین در تعابیر اجتماعی میتواند نشانهای از قهر، حیرت شدید یا تحمل ظلم و اجبار به سکوت باشد.
جمعبندی و توضیح کامل زبان بربستن
عبارت «زبان بربستن» یک مصدر مرکب کنایی و از اصطلاحات کهن و فصیح زبان فارسی است. ریشه این واژه کاملاً ایرانی بوده و از ترکیب «زبان» (با ریشه پهلوی) و فعل پیشوندی «بربستن» شکل گرفته است. این عبارت در دو معنای لازم (ساکت شدن و دم فروبستن) و متعدی (خاموش کردن و مانع سخن گفتن دیگران شدن) در نظم و نثر پارسی به کار میرود.
در حوزه فرهنگ و ادبیات، این آرایه کنایی فراتر از یک عمل فیزیکی، بازتابدهنده مفاهیم عمیقی چون حکمت، رازداری، کمگویی و تسلط بر نفس است. شاعران بزرگی همچون ناصرخسرو از این تعبیر برای نشان دادن خاموشی و پایان سخنوری استفاده کردهاند. این واژه در معادلهای بینالمللی نیز با اصطلاحات کنایی حفظ زبان و رازداری پیوند خورده است.