یعنی چه
دگرگون گشتن در زبان فارسی به معنای دستخوش تحول شدن، متبدل شدن، و تغییر ماهیت یا کیفیت در جنبههای فیزیکی، روحی یا اجتماعی است.
تلفظ
این ترکیب فعلی به صورت [dagar-gun gaštan] تلفظ میشود که از دو جزء دگرگون و گشتن ساخته شده است.
در جدول
پاسخ متداول برای این مفهوم در جدولهای متقاطع دگرگون گشتن است که دقیقاً ۱۰ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از افعالی مانند to transform یا to undergo change برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال ثلاثی مجرد و مزید مانند تحول و تغیر دقیقترین معادلها برای این مصدر هستند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و متداول فارسی این واژه عبارتند از: دگرگون شدن، دیگر شدن، متبدل شدن و برگشتن احوال. در نقطهٔ مقابل، متضادهای آن شامل ثابت ماندن، یکسان ماندن و تغییر نکردن است.
نماد چیست
در ادبیات، عرفان و اسطورهشناسی، دگرگون گشتن نماد تحول عمیق درونی، عبور از نفس قدیم به حالت تازه و رستاخیز معنوی است. این مفهوم در نمادشناسی با ققنوس (تولد دوباره از خاکستر) و پروانه (تکامل تدریجی) نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دگرگون گشتن
مصدر مرکب «دگرگون گشتن» یکی از واژگان اصیل و زیبای زبان فارسی است که از دو بخش «دگرگون» (دگر به معنی دیگر + گون به معنی شکل و گونه) و فعل «گشتن» (در معنای شدن) تشکیل شده است. این عبارت سیر تحول و تغییر فیزیکی یا درونی یک پدیده را از حالتی به حالت متفاوت دیگر به تصویر میکشد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این واژه بار معنایی عمیقی دارد و در اشعار شاعران بزرگ نظیر نظامی گنجوی برای اشاره به ناپایداری احوال دنیا و تغییرات ناگهانی روزگار به کار رفته است. همچنین در بافتهای عرفانی، نمادی از تکامل روح و رستاخیز فکری انسان به شمار میرود.